لحظه  بروز رسانی 
....
شادشاد
....

این داستانم به آخر رسید روزی روزگاری

این داستانم به آخر رسید

روزی روزگاری امدم فیس کلی دوست پیدا کردم گفتیم و خندیدیم و شیطنت کردیم ، دنیا به کام ما بود

یادگاری اون روزا هنوز هست . شده ی دنیا خاطره

رفتم و بعد سال ها دوباره برگشتم

این بار باز شانس باهام یار بود و دوستای خوبی پیدا کردم زلال مثل آب
خاطره ساختیم برای هم

ولی ی فرق داشت

این بار پست هام فرق داشت حرف دل بودن برا کسی که نخواست باشه

اما خواند و نمیدونم چی برداشت کرد
بگذریم

این روزا ، روزایی آخر فیسنماست
با همه خوبی و بدی اینم به آخر رسید

همه پست های پیچم حذف میشه چون الان فهمیدم حرف دل گفتن سودی نداره فقط میمونه این پست پایانی

دوستای گلم

ممنونم بابت همه روازیی که کنارم بودید ، بابت روزایی که غم داشتم و کنار شما آروم شدم

نمیدونم سرنوشت چی میشه ولی برای تک تکتون آرزوی بهترین ها رو دارم

امید دارم هر جا هستید از ته دل همیشه شاد باشید

مشاهده همه ی 55 نظر
mary
ناراحتناراحت
mary

بغضی تو سینمه که بشکنه دریا میشم

بغضی تو سینمه که بشکنه دریا میشم
حیف

بغضی تو سینمه که بشکنه دریا میشم ...

زندگی اجباری ...
خسته ام از همه دنیا خسته ام دیگه جایی برای موندن نیست. سخت میگذره لحظه های سخت ، سخت میگذره . قلبم فشرده شده سخت میزنه کند میزنه چرا ایست نمیکنه...
ایست کن بزار همه این سیاهی ها پایان پیدا کنن.
من ازت بیزارم دنیا وایستا میخوام پیادهشم.
قصه بودن من قصه تکراری بود...
من واس خودم زندگی نکردم هیچ وقت زندگی کردن من همیشه اجباری بود..‌.

نظرات برای این پست غیر فعال است