❤️ایستگاه دوستی❤️
عاشقعاشق
❤️ایستگاه دوستی❤️

آه ای #زندگی منم که هنوز با همه #پوچی از تو

آه ای منم که هنوز با همه از تو لبریزم نه به فکرم که رشته پاره کنم نه بر آنم که از تو همه ذرات جسم من از تو ای گرم در سوزند صاف را مانند که لبالب ز باده ی روزند با هزاران ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
❤ســـارا❤
❤ســـارا❤

آه ای #زندگی منم که هنوز با همه #پوچی از تو لبریزم نه

آه ای #زندگی منم که هنوز با همه #پوچی از تو لبریزم نه

آه ای  منم که هنوز
با همه  از تو لبریزم
نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو 
همه ذرات جسم  من
از تو ای  گرم در سوزند
 صاف را مانند
که لبالب ز باده ی روزند
با هزاران  میخواند
بوته نسترن سرود 
هر نسیمی که می وزد در باغ
می رساند به  درود ترا
من ترا در  جستجو کردم
نه در آن  رویایی
در دو دست تو سخت کاویدم
پر شدم پر شدم ز 
پر شدم از ترانه های 
پر شدم از ترانه های 
از هزاران شراره های 
از هزاران جرقه های 
حیف از آن روزها که من با 
به تو چون  نظر کردم
پوچ پنداشتم  ترا
ز تو ماندم ترا  کردم
غافل از آنکه تو به جایی و 
همچو آبی روان که در 
گمشده در غبار شون 
ره تاریک  می سپرم
آه ای زندگی من  ام
از تو چشمم پر از  شود
ورنه گر مرگ بنگرد در من
روی آینه ام سیاه شود
عاشقم  ستاره صبح
عاشق ابرهای 
عاشق روزهای 
عاشق هر چه  توست بر آن
می مکم با وجود تشنه 
خون سوزان  های ترا
آنچنان از تو کام میگیرم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مینا
مینا

آه ای #زندگی منم که هنوز با همه #پوچی از

آه ای #زندگی منم که هنوز با همه #پوچی از

آه ای منم که هنوز
با همه از تو لبریزم
نه به که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو

همه ذرات خاکی من
از تو ، ای ِ گرم در سوزند
آسمانهای صاف را مانند
که لبالب ز بادهٔ روزند


با هزاران می خواند
بوتهٔ نسترن تو را
هر نسیمی که می وزد در باغ
می رساند به او درود تو را


من تو را در تو کردم
نه در آن خوابهای
در دو دست تو سخت کاویدم
پر شدم ، پر شدم ز زیبایی


پر شدم از های سیاه
پر شدم از ترانه های سپید
از هزاران شراره های نیاز
از هزاران جرقه های امید


از آن روزها که من با خشم
به تو چون نظر کردم
پوچ پنداشتم تو را
ز تو ماندم ، تو را کردم


از آنکه تو به جایی و من
همچو آبی که در گذرم
گمشده در شوم زوال
ره تاریک می سپرم


آه ، ای زندگی من ام
از تو چشمم پر از شود
ورنه گر مرگ بنگرد در من
روی آیینه ام سیاه شود


، عاشق ستارهٔ صبح
عاشق ابرهای سرگردان
عاشق روزهای بارانی
عاشق هر چه نام بر آن


می مکم با وجود تشنهٔ
خون سوزان لحظه های را
آنچنان از تو کام می گیرم
تا به خشم آورم تو را !




برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)
خوشتیپخوشتیپ
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)

آه ای #زندگی منم که هنوز با همه #پوچی از

آه ای #زندگی منم که هنوز با همه #پوچی از

آه ای منم که هنوز
با همه از تو لبریزم
نه به که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو

همه ذرات خاکی من
از تو ، ای ِ گرم در سوزند
آسمانهای صاف را مانند
که لبالب ز بادهٔ روزند


با هزاران می خواند
بوتهٔ نسترن تو را
هر نسیمی که می وزد در باغ
می رساند به او درود تو را


من تو را در تو کردم
نه در آن خوابهای
در دو دست تو سخت کاویدم
پر شدم ، پر شدم ز زیبایی


پر شدم از های سیاه
پر شدم از ترانه های سپید
از هزاران شراره های نیاز
از هزاران جرقه های امید


از آن روزها که من با خشم
به تو چون نظر کردم
پوچ پنداشتم تو را
ز تو ماندم ، تو را کردم


از آنکه تو به جایی و من
همچو آبی که در گذرم
گمشده در شوم زوال
ره تاریک می سپرم


آه ، ای زندگی من ام
از تو چشمم پر از شود
ورنه گر مرگ بنگرد در من
روی آیینه ام سیاه شود


، عاشق ستارهٔ صبح
عاشق ابرهای سرگردان
عاشق روزهای بارانی
عاشق هر چه نام بر آن


می مکم با وجود تشنهٔ
خون سوزان لحظه های را
آنچنان از تو کام می گیرم
تا به خشم آورم تو را !




نظرات برای این پست غیر فعال است