مینا
مینا

هرگز #آرزو نکرده ام یک #ستاره درسراب آسمان شوم

هرگز #آرزو نکرده ام یک #ستاره درسراب آسمان شوم

هرگز نکرده ام
یک درسراب آسمان شوم
یا چو برگزیدگان
خامش فرشتگان شوم
هرگز از جدا نبوده ام
با ستاره نبوده ام

روی ایستاده ام
با تنم که مثل ساقهٔ
باد و آفتاب و آب را
می مکد که کند
ز میل
باروَر ز درد
روی خاک ایستاده ام
تا ستاره ها کنند
تا نسیمها کنند

از دریچه ام می کنم
جز طنین یک نیستم
نیستم
جز طنین یک ترانه نمی کنم
در فغان که پاکتر
از سکوت غمیست
جستجو نمی کنم
در که شبنمیست
روی تنم

بر جدار ام که زندگیست
با خط سیاه
کشیده اند
مردمان :
تیر خورده
واژگون
نقطه های پریده رنگ
بر حروف در هم
هر لبی که بر لبم رسید
یک ستاره بست
در که می نشست
روی یادگارها
پس چرا ستاره کنم ؟

این ترانهٔ
- دلپذیر ، دلنشین
پیش از این بیش از این


ســـرابـــــ
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مینا
مینا

آه ای #زندگی منم که هنوز با همه #پوچی از

آه ای #زندگی منم که هنوز با همه #پوچی از

آه ای منم که هنوز
با همه از تو لبریزم
نه به که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو

همه ذرات خاکی من
از تو ، ای ِ گرم در سوزند
آسمانهای صاف را مانند
که لبالب ز بادهٔ روزند


با هزاران می خواند
بوتهٔ نسترن تو را
هر نسیمی که می وزد در باغ
می رساند به او درود تو را


من تو را در تو کردم
نه در آن خوابهای
در دو دست تو سخت کاویدم
پر شدم ، پر شدم ز زیبایی


پر شدم از های سیاه
پر شدم از ترانه های سپید
از هزاران شراره های نیاز
از هزاران جرقه های امید


از آن روزها که من با خشم
به تو چون نظر کردم
پوچ پنداشتم تو را
ز تو ماندم ، تو را کردم


از آنکه تو به جایی و من
همچو آبی که در گذرم
گمشده در شوم زوال
ره تاریک می سپرم


آه ، ای زندگی من ام
از تو چشمم پر از شود
ورنه گر مرگ بنگرد در من
روی آیینه ام سیاه شود


، عاشق ستارهٔ صبح
عاشق ابرهای سرگردان
عاشق روزهای بارانی
عاشق هر چه نام بر آن


می مکم با وجود تشنهٔ
خون سوزان لحظه های را
آنچنان از تو کام می گیرم
تا به خشم آورم تو را !




ســـرابـــــ
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Bahar mamati
مهربونمهربون
Bahar mamati

#ترانه. قانون زندگۍ تو زندگۍ میتونۍ از

..

قانون زندگۍ
تو زندگۍ میتونۍ از
ویرگول و نقطہ سرخط
استفاده ڪنۍ
ولۍ نقطہ پایان هرگز
تا زندگۍ هست
باید با تمام
وجود زندگۍ ڪرد
زندگیتون پرازشادیهاۍ
بۍ پایان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Bahar mamati
مهربونمهربون
Bahar mamati

#ترانه. عاشقی کردن به هردینی رواست چونکه عاشق

..
عاشقی کردن
به هردینی رواست
چونکه عاشق
از همه عالم جداست
آنکه در بتخانه
هم معشوقه بیند
سرزنش براونمودن هم
خطاست اوکه درمیخانه
می جوید نگاردردلش
میخانه ای از او به پاست

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Bahar mamati
مهربونمهربون
Bahar mamati

#ترانه. وقتی بچه بودم میگفتند

..

وقتی بچه بودم
میگفتند
هر وقت به تنهایی توانستی
بند کفشهایت را ببندی
بزرگ شده ای
امــا
من به فرزندم خواهم گفت
هر وقت از بخشیدن کفشهایت
به انسان پا برهنه ای
خوشحال شد
بزرگ شده ای

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Tanhakhodam
مریضمریض
Tanhakhodam

🎵ترانه نوروزی و فوق العاده زیبای بهار با صدای #فتانه

.

🎵ترانه نوروزی و فوق العاده زیبای بهار با صدای


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)
خوشتیپخوشتیپ
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)

آه ای #زندگی منم که هنوز با همه #پوچی از

آه ای #زندگی منم که هنوز با همه #پوچی از

آه ای منم که هنوز
با همه از تو لبریزم
نه به که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو

همه ذرات خاکی من
از تو ، ای ِ گرم در سوزند
آسمانهای صاف را مانند
که لبالب ز بادهٔ روزند


با هزاران می خواند
بوتهٔ نسترن تو را
هر نسیمی که می وزد در باغ
می رساند به او درود تو را


من تو را در تو کردم
نه در آن خوابهای
در دو دست تو سخت کاویدم
پر شدم ، پر شدم ز زیبایی


پر شدم از های سیاه
پر شدم از ترانه های سپید
از هزاران شراره های نیاز
از هزاران جرقه های امید


از آن روزها که من با خشم
به تو چون نظر کردم
پوچ پنداشتم تو را
ز تو ماندم ، تو را کردم


از آنکه تو به جایی و من
همچو آبی که در گذرم
گمشده در شوم زوال
ره تاریک می سپرم


آه ، ای زندگی من ام
از تو چشمم پر از شود
ورنه گر مرگ بنگرد در من
روی آیینه ام سیاه شود


، عاشق ستارهٔ صبح
عاشق ابرهای سرگردان
عاشق روزهای بارانی
عاشق هر چه نام بر آن


می مکم با وجود تشنهٔ
خون سوزان لحظه های را
آنچنان از تو کام می گیرم
تا به خشم آورم تو را !




نظرات برای این پست غیر فعال است
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)
خوشتیپخوشتیپ
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)

هرگز #آرزو نکرده ام یک #ستاره درسراب آسمان شوم

هرگز #آرزو نکرده ام یک #ستاره درسراب آسمان شوم

هرگز نکرده ام
یک درسراب آسمان شوم
یا چو برگزیدگان
خامش فرشتگان شوم
هرگز از جدا نبوده ام
با ستاره نبوده ام

روی ایستاده ام
با تنم که مثل ساقهٔ
باد و آفتاب و آب را
می مکد که کند
ز میل
باروَر ز درد
روی خاک ایستاده ام
تا ستاره ها کنند
تا نسیمها کنند

از دریچه ام می کنم
جز طنین یک نیستم
نیستم
جز طنین یک ترانه نمی کنم
در فغان که پاکتر
از سکوت غمیست
جستجو نمی کنم
در که شبنمیست
روی تنم

بر جدار ام که زندگیست
با خط سیاه
کشیده اند
مردمان :
تیر خورده
واژگون
نقطه های پریده رنگ
بر حروف در هم
هر لبی که بر لبم رسید
یک ستاره بست
در که می نشست
روی یادگارها
پس چرا ستاره کنم ؟

این ترانهٔ
- دلپذیر ، دلنشین
پیش از این بیش از این


نظرات برای این پست غیر فعال است
*نـادر*لبخندعشق
آروم و عادیآروم و عادی
*نـادر*لبخندعشق

باید جای من باشی‌ تا بفهمی گاهی

باید جای من باشی‌ تا بفهمی گاهی

باید جای من باشی‌
تا بفهمی گاهی
با یک
آدم روزی
صد بار می‌میرد ... !

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید