طراوت
بی‌حالبی‌حال
طراوت

گرچه مجنونم و صحرای جنون جای من است لیک دیوانه

گرچه مجنونم و صحرای جنون جای من است لیک دیوانه

گرچه مجنونم و صحرای جنون جای من است
لیک دیوانه تراز مــن دل شیدای من است


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
رهگذر
آروم و عادیآروم و عادی
رهگذر

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد در خرابات

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات بگویید که هشیار کجاست

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست

لاله های سرخ
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Amir Masoud
آروم و عادیآروم و عادی
Amir Masoud

زلفت هزار دل به یکی تاره مو ببست راهِ هزار

زلفت هزار دل به یکی تاره مو ببست راهِ هزار
امشب، مهتاب منی...

زلفت هزار دل به یکی تاره مو ببست
راهِ هزار چاره گر از چار سو ببست

تا عاشقان به بویِ نسیمش دهند جان
بگشود نافه‌ایّ و درِ آرزو ببست

شیدا از آن شدم که نگارم چو ماهِ نو
ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست

ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت؟
این نقش‌ها نگر که چه خوش در کدو ببست

یا رب چه غمزه کرد صراحی که خونِ خُم
با نغمه‌های قلقلش اندر گلو ببست؟

مطرب چه پرده ساخت که در پرده ی سماع
بر اهل وجد و حال، درِ های و هو ببست؟

حافظ هر آن که عشق نورزید و وصل خواست
احرامِ طوفِ کعبه ی دل بی وضو ببست




گروه سرای شادی
نظرات برای این پست غیر فعال است
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا

ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا





گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر

مَحڪوُم بہ تنْهایی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار

در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار





کرده‌ام خاطر خودرابه تمنای تـو خوش

رخ گل
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
احمدهمωفـر ؏شღق
احمدهمωفـر ؏شღق

جان به دیدار تو یک روز فدا خواهم کرد تا

جان به دیدار تو یک روز فدا خواهم کرد
تا دگر برنکنم دیده به هر دیداری

می حرام است ولیکن تو بدین نرگس مست
نگذاری که ز پیشت برود هشیاری

دلدادگـــی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید