ꉉꋬꌛ ꉉꇩꌦ
ꉉꋬꌛ ꉉꇩꌦ

باید کسی باشد که دستت را بگیرد . تو را

باید کسی باشد که دستت را بگیرد . تو را

باید کسی باشد که دستت را بگیرد ..
تو را از حالِ خرابت نجات دهد و برایت عاشقانه بنویسد.
فال حافظ را خودش باز کند، تعبیرش را با صدای بلند بخواند ،طوری که دلت برای صدای دلنشینش ضعف برود..
کسی باشد که تو را از میان گردبادِ حادثه بیرون بکشد و
شانه ی محکمش را بهت بدهد ...
آغوشش را برایت باز کند و بگوید به امن ترین جای جهان خوش آمدی !

باید کسی باشد که آدم را اینگونه بخواهد ..
یک آدم که از نگاه کردن بهش سیر نشوی...
زندگی فقط در کنار همین آدم ها زیباست!


۴ روز پیش 2K
عاشقانه ها

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

"ماندن" چیزیست که نه هرکسی آن را بلد است،

"ماندن" چیزیست که نه هرکسی آن را بلد است،

"ماندن"
چیزیست که نه هرکسی آن را بلد است،
و نه هرکسی لیاقتش را دارد!
آن را برای اهلش یاد بگیرید...
و برایش بمانید...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
A ɱ ίર
A ɱ ίર

در زندگی خودتان بیشتر به "نباید" ها توجه کنید مثلا

در زندگی خودتان بیشتر به "نباید" ها توجه کنید
مثلا نباید به او دل ببندم
نباید از فلانی توقع داشته باشم
نباید این کار را انجام دهم
نباید وارد زندگی اش بشوم..!
و این نباید ها اگر نادیده گرفته شوند
پشیمانی به دنبال دارند

به هشدارهایی که عقلتان
در خصوص این نبایدها میدهد
بیشتر اهمیت دهید
زندگی عاطفی شما
تا حد زیادی تحت تاثیر همین هشـــدارهاست...!

رخ گل
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
||.✿★*"ارغوانــ✿ـــ"*★✿.||
آروم و عادیآروم و عادی
||.✿★*"ارغوانــ✿ـــ"*★✿.||

اگر میخواهید یک نفر را بُکُشید پیشنهاد میکنم

اگر میخواهید یک نفر را بُکُشید پیشنهاد میکنم

اگر میخواهید یک نفر را
بُکُشید
پیشنهاد میکنم اول به او محبت کنید
خاطره بسازید
ساعتها با او وقت بگذرانید
غافلگیرش کنید،به هر بهانه ای..
شادی اش را باعث شوید،برایش سنگ صبور باشید
اینگونه زنده اش میکنید،
و دقیقا زمانی که جز شما کسی را
در زندگی اش ندارد ،رهایش کنید!!!
او را در بدترین شرایط زندگی اش
درست وقتی که به شما بیش از هر کس دیگری نیاز دارد
تنها بگذارید!
ترجیحا این رفتنتان هم بدون دلیل باشد
بی هیچ حرفی
بدون خداحافظی!
در آخرین مسیجتان هم برایش آرزوی خوشبختی کنید!
شک نکنید او خواهد مرد
هر روز از نو ..
هر روز از نو می میرد و

تا عمر دارد آن آدم سابق نمی شود........................!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

ـــــــــــــــــــــ ڪمی مرا به

ـــــــــــــــــــــ ڪمی مرا به

ـــــــــــــــــــــ



ڪمی مرا به بودنت دعوت ڪن و
حضورت را در فنجانم بریز
تا عطر دوست داشتنت تمام وجودم را پر ڪند
مرا ڪمی به خودت دعوت ڪن
به همانجایی ڪه خاطرم آسوده میشود!
به جرعه اے از لبخندت و تڪه اے از دستانت
تمام چیزی ڪه از جهان می خواهم همین است
ے_باقی_عمرم




ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ❣

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
_ فَقَط |«12»|رۅز❤✨...
_ فَقَط |«12»|رۅز❤✨...

بعد از مدتها دیدمت. حواست پَرتِ پیاده روی ات بود،مرا

بعد از مدتها دیدمت...
حواست پَرتِ پیاده روی ات بود،مرا ندیدی..!
لابد داشتی باز هم به عشقت فکر می کردی،
همان دلبـری که نمی خواهدت!
مثل تو ، که مرا...
میخواستم داد بزنم و
بگویم «دلم فشرده تان شده عزیزِ جـان..!»
تو خوب میدانی معنی این درد کشیدن و از دور نگاه کردن و
حسرت خوردن را..
تکلیفِ دلهـای بلاتکلیفِمان را معلوم کن..
بگذار او با کسی که دوستش دارد خوش باشد
و من هم با کسی که دوستش دارم..!
چه می شد جای او که برایش جان میدهی ، بودم...
آنوقت مثل او دوست داشتنت را هـدر نمی دادم !
از ذره ذره اش برای نفس کشیدنم استفاده میکردم
و در هـوایت جان می دادم...
فقط کاش مرا دوست داشتی؛ همانطور که او را..
همانقـدر که او را...

سـرابـــــ
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
_ فَقَط |«12»|رۅز❤✨...
_ فَقَط |«12»|رۅز❤✨...

مدتها بود که دوستش داشتم از تهِ دلم از

مدتها بود که دوستش داشتم
از تهِ دلم
از عمقِ وجودم
مثل یک روزنه ی امید وسط همه ی مشکلات زندگی ..
یک روز به ملاقاتش رفتم
بعد از ساعتها حرف زدن
شروع کرد به تعریف کردن از دختری که
به تازگی دیده بود..از زیبایی اش میگفت
از خوب بودنش..
از دست نیافتنی بودنش..
از...
آرام و ساکت نگاهش میکردم و
سرم را به نشانه ی تایید تکان میدادم،
چشمهایم را ذوق زده نشان میدادم..
همان موقع،
همان ساعت..
به چهره اش لبخندی زدم..

و دوست داشتنش برای همیشه مُرد...

بــزن بــــاران
مشاهده همه ی 3 نظر
delaram
آروم و عادیآروم و عادی
delaram

جاودانه شده‌ای در من آنچنان که اگر خودِ من هم

جاودانه شده‌ای در من آنچنان که اگر خودِ من هم

جاودانه شده‌ای در من
آنچنان که اگر خودِ من هم بخواهم
فراموشت کنم؛
"جان" نمی‌خواهد،
"روح" نمی‌خواهد،
"دل" نمی‌خواهد،..
‌ دل نمی‌خواهد .



برای ارسال اولین نظر کلیک کنید

خاطره، بغض میشود و اشک. جاری میشود و دلت

خاطره،
بغض میشود و اشک...
جاری میشود و دلت را می‌سوزاند،
میخواهی زمان بایستد و ‌تا ابد آن اتفاقات را توی مشتت نگه داری،
دلت میخواهد محکم خاطراتت را بغل کنی و‌ ببوسیشان
و یک دل سیر نگاهشان کنی،
و بگویی تو را محض رضای خدا تازه بمانید.
نروید از خاطرش،
همانطور زنده که در ذهن من هستید
در خاطر او هم بمانید.
میخـواهید زنده بمانید،
در خیال «او»ی دوست داشتنی زندگیتان..
خاطره،
نمی‌رود.
نمی‌رود..
نمی رود...

🍃

سـرابـــــ
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Ⓔⓗⓢⓐⓝ
Ⓔⓗⓢⓐⓝ

من "نمی توانستم‌" به او‌ بگویم که با جنس مخالفش حرف

من "نمی توانستم‌" به او‌ بگویم که با جنس مخالفش حرف نزند
شوخی نکند، رفت و آمد نداشته باشد..
نمی توانستم بگویم میخواهم فقط مرا داشته باشد..
تنها کاری که از دستم برمی آمد این بود که "سکوت" کنم و به رویم نیاورم که دلخور شده ام..
یک گوشه کِز میکردم و در جواب پرسش:«چیزی شده؟»
فقط می توانستم لبخند تلخی بزنم
و بگویم:«نه جانم!» نمی شد به اوبگویم ماتمِ چشمهایم را ببیند،
معنی لبخند تلخم را بفهمد
و دستِ دلم را بگیرد و بهش بگوید ناراحت نباش..
من نمی توانستم به او بگویم :«فقط برای من باش»

او "خودش"باید می فهمید...


هوادارن طلایی پوشان صفاهان
نظرات برای این پست غیر فعال است