علی حسین حصار
خوشتیپخوشتیپ
علی حسین حصار

دلنوشته(به همراه آهنگ) با موضوع : _-_عشق

دلنوشته(به همراه آهنگ) با موضوع : _-_عشق
آهنگ بهنام بانی : رفتی!

دلنوشته(به همراه آهنگ) با موضوع :

_______-_______{-w67-}عشق کجاست{-w67-}______-_______
_______-_____________________________________-__|

کجایی عشق؟{-63-}
.
ای حس بی پایان! {-107-}
.
ای سردی شیرین روزهای زمستانی و آفتاب داغ تابستانی! {-124-}
.
دنبالت آمدم با یک چمدان زندگی{-113-}
.
بیا که من از جنس خودت هستم! {-111-}
.
من شکوفه روزهای بهاری ، میوه ی تابستان ، برگ زرد پاییز و برف زمستانم! {-w22-}
.
مرا از اخم هایت نترسان! {-134-}{-11-}
.
در عشق نامیدی جریان ندارد! {-23-}
.
قلب زندگی با عشق می تپد! {-41-}
.
بقیه بهانه است! {-27-}

__________________________
___________________________

نویسنده : علی حسین حصار{-w41-}

گروه سرای شادی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Sahar
آروم و عادیآروم و عادی
Sahar

#عشق اسلحه‌ای‌ست در دستان کسانی‌ که دوست‌شان

#عشق اسلحه‌ای‌ست در دستان کسانی‌ که دوست‌شان



اسلحه‌ای‌ست در دستان کسانی‌
که دوست‌شان داریم
به آن‌ها قدرت می‌دهد
که زخمی‌مان کنند و تنهای‌مان بگذارند....

اشکها و لبخند ها
مشاهده همه ی 1 نظر
علی حسین حصار
خوشتیپخوشتیپ
علی حسین حصار

داستان کوتاه (به همراه آهنگ بی کلام) با موضوع :

داستان کوتاه (به همراه آهنگ بی کلام) با موضوع :
..............

داستان کوتاه (به همراه آهنگ بی کلام) با موضوع :


_____________________عشق از جنس چروک______________________
____________________________________________________________|


پیشانی اش مانند دستهایش پر چروک بود{-130-}

اهل آرایش نبود! عشق را می شد از چروک های دستش فهمید ، ظاهرش آرام و ساده بود مثل جوانی هایش!{-63-}

از آن جنس آرام هایی که با یک نگاه آرامت می کند و دلت قرص می شود!{-57-}

پنج شنبه ها تنهایی خانه قدیمی اش را آب و جارو می کرد{-104-}

چای دم می کرد

با حقوق بازنشستگی اش میوه می خرید ، میشست و داخل یخچال می گذاشت!

قند در قندان می ریخت.

گلدان هایش را آب می داد.

اسفند دود می کرد و صلوات میفرستاد

قابلامه مسی اش هم روی اجاق بود و استانبولی درست کرده بود

وقتی کارهایش تمام میشد ، روی فرش ایوان می نشست چای می نوشید و به در خانه چشم می دوخت!{-73-}

خانه با وجودش حس بهشت را داشت!

او مادر بزرگ بود!

اکنون دیگر داخل آن خانه نیست! {-125-}

بله مدتهاست خانه اش عوض شده! {-w53-}

خدا حافظی کرد {-77-}

به مقصد بهشت {-31-}{-41-}

اکنون پنج شنبه ها که دلمان تنگ می شود{-47-}

مادربزرگ را در کنار پدربزرگ داخل قبرستان میبینیم!

و فاتحه ای می خوانیم{-47-}

هم برای پدر بزرگ و مادربزرگ {-35-}

هم برای خودمان که هنوز نمی دانیم برای چه زندگی می کنیم و می جنگیم! {-93-}

-------------------------------------------
--------------------------------------------

نویسنده : علی حسین حصار

گروه سرای شادی
مشاهده همه ی 4 نظر
علی حسین حصار
خوشتیپخوشتیپ
علی حسین حصار

میدونی بیشتر از . فقر

میدونی بیشتر از . فقر

میدونی بیشتر از {-36-}
.
فقر
.
بدبختی
.
بیماری
.
مشکلات مالی
.
مشکلات تحصیلی
.
و مشکلات عادی هر روزه
.
.
از چی باید ترسید؟{-93-}
.
.
از تنهایی!!!!!

.
.
.
.
اینکه ماشینت خوشگل باشه ولی
.
تنها باشی!
.
شغل با درآمد عالی داشته باشی ولی
.
کسی باهات کار نکنه و تنها باشی!
.
جمعه شب یه دست پیتزا بخری اما
.
تنها بشینی پشت تلویزیون و بخوری!
.
بیرون بری سبد خریدتو پر کنی اما
.
بین مردم شهر غریبه باشی!
.
و از همه بدتر اینکه در جمع دوستان باشی و تنها باشی!!!
.
.
هر جا که تنهایی باشه
هیچی حال کامل نمیده
مگر اینکه
در زمان شکر گزاری بخوای تنهایی با خدا گفتگو کنی!{-17-}
تنها در این مورده که تنهایی خیلی خوبه!{-w72-}
.
وگرنه هیچ کس از تنهایی به جایی نرسیده!{-w51-}{-w55-}
تنهایی فقط برای خدا خوبه رفیق!{-110-}

گروه سرای شادی
مشاهده همه ی 1 نظر