MÆҐyÆM
MÆҐyÆM

اگر گفت باید برم جلوشو نگیر! وقتی بخواد

اگر گفت باید برم جلوشو نگیر! وقتی بخواد
...

اگر گفت باید برم
جلوشو نگیر!
وقتی بخواد بره، میره...
ولی همون فرصتی رو که تو آخرین لحظه داری مهربون باش، بخند و دست از خاطره ساختن بَرنَدار؛
بزن زیر دماغش بگو: «آهای نری بگی بد بودا...» گریه نکن، بخند و بازوش رو نیشگون بگیر، بهش نگو: دوس ندارم حرفایی که به من زدی به یکی دیگه بزنی!
نگو: اگر زدی پای حرفات وایسی. نصیحتش نکن! نفرینش نکن! فقط لحظه‌ی آخر بازم از ته قلبت دوسش داشته باش انگاری قراره بمیره!
وقتی رفت...
بزن زیر گریه،
یه هفته،
یه ماه،
یه سال...
همچین که خالی شدی یه شب یه جایی یه زمین خوش آب و هوا گیر بیار یه چاله بکن و خاطره‌هاتو بریز داخلش و روش خاک بریز.
یه شاخه گل بذار سر قبرش و بشین یه فاتحه‌ام بخون برای روزای خوبتون.
آخرین تصویر تو ازش میشه: یه خاکسپاری مُجلل و روزی که مُرد،
ولی آخرین تصویر اون از تو میشه: یه آدم مهربونِ تکرار نشدنی!
اون هربار که یادِ تو میوفته می‌میره...
فکر کنم این منصفانه‌ باشه!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
─═हई╬ɯɐɹʎɐɯ╬ईह═─
مهربونمهربون
─═हई╬ɯɐɹʎɐɯ╬ईह═─

همین که دیگر من را نداری همین که دیگر کسی

همین که دیگر من را نداری همین که دیگر کسی
دیونه ترین عاشق

همین که دیگر من را نداری
همین که دیگر کسی قدر من دوستت نخواهد داشت
همین که دیگر هیچکس آنقدر پاک و صادقانه صدایت نخواهد کرد
همین که دیگر اولین عاشقانه ی کسی نخواهی بود
همین که دیگر هیچکس روی تو اندازه ی من تعصب نخواهد داشت
همین که هیچکس مثل من شعر و غزلت نخواهد کرد
همین که کسی مثل من بی ریا، درد هایت را به جان لحظه هایش نخواهد خرید
همین که کسی را نداری که مثل من صدایش کنی
همین که خنده های از ته دلم، دلتنگی هایم برای تو نیست
همین که رفیق روزهای بارانی بی چترت نیستم
همین که کسی این همه با عشق خیابان های شهر را محض دوقدم بیشتر باتو،پیاده بالا و پایین نخواهد کرد
همین که هیچ دیوانه ای دیگر نگران و دلواپست نیست هر لحظه
همین که کسی نیست در قنوت هرنمازش لبخندت را آرزو کند
همین که خودم را از تو گرفتم
بزرگترین تاوان تو بود
نفرین هم نیاز نیست حتی؛
همین کافیست!
سال های سال بعد
غرق در روزمرگی های زندگی بی عشقت،
در آغوش هرکه غیر از من،
یاد دیوانه ای خواهی افتاد که لابه لای شبِ چشم های درشت سیاهش،
موهای پریشانش،
شیطنت های کودکانه اش،
بیت به بیت غزل هایش...
زندگی را،
لبخند را،
و عشق را
و عشق را
و عشق را
برای همیشه ای به امتداد ابدیت گم کردی!
همین که من را نداری
برای این جهنم ابدی کافیست!

نظرات برای این پست غیر فعال است
Mehdi
ناراحتناراحت
Mehdi

مَحل ما ستاره نداشت آدمای بدونِ آرزو

مَحل ما ستاره نداشت آدمای بدونِ آرزو
shayea


مَحل ما ستاره نداشت
آدمای بدونِ آرزو پشت دَراش بودن ! {-w67-}



مشاهده همه ی 53 نظر
Mehdi
ناراحتناراحت
Mehdi

کشتی بی بادبون همیشه سرگردونه باد برده هارو

کشتی بی بادبون همیشه سرگردونه باد برده هارو
سینا پارسیان


کشتی بی بادبون همیشه سرگردونه
باد برده هارو شاید باد برگردونه{-w58-}




مشاهده همه ی 19 نظر
پَـرےسـآ«❤»سَــرابــــ
پَـرےسـآ«❤»سَــرابــــ

دعاے دشمن برآورده شد.💔 چرا اشکِ من دست و پاتو

دعاے دشمن برآورده شد...💔
چرا اشکِ من دست و پاتو نَبَست...😊

⬅مهدے احمدوند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پَـرےسـآ«❤»سَــرابــــ
پَـرےسـآ«❤»سَــرابــــ

صدایت میکنم‌ گاهی زیر بارانی کوچه بن بستی،

صدایت میکنم‌ گاهی
زیر بارانی
کوچه بن بستی،
صدایت میکنم شاید
جوابی
صدایی
هرم نفسی،از تو بگیرم..
که بگویم که چه کردی با دلی مجنون و بیمار
که درمانش فقط جرعهٖ عشقی بود
و افسوس که دریغش کردی...
صدایت میکنم گاهی که شاید تو بدانی که هنوزم که هنوز است در آن اَفسون نگاهت
کسی میخواهم انگار
شبیه تو
همانقدر خوب...



یِه تارِ موتُ بِه دُنیا نِمیدَم...♡!
:)

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید