A l m a
آروم و عادیآروم و عادی
A l m a

من فكر می كنم الكساندر هم عاشق بود

من فكر می كنم الكساندر هم عاشق بود

من فكر می كنم
الكساندر هم عاشق بود
كه تلفن را آفريد
وگرنه ...
به عقل هيچ آدم عاقلی نمی رسيد
كه می توان حضور گرم كسی را
از سيم های سرد عبور داد...



بزن باران
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
A l m a
آروم و عادیآروم و عادی
A l m a

گفته بودم زیباتر از تمام ستارگانی هستی که سینمای

گفته بودم زیباتر از تمام ستارگانی هستی که سینمای

گفته بودم
زیباتر از تمام ستارگانی هستی
که سینمای جهان کشف کرده است
حالا هزار سال نوری
دور شده‌ای از من
و هزار بار زیباتر!



خـآطـره
نظرات برای این پست غیر فعال است
A l m a
آروم و عادیآروم و عادی
A l m a

بزرگ ترین موفقیت زندگی ام این بوده که با چشم های

بزرگ ترین موفقیت زندگی ام این بوده که با چشم های

بزرگ ترین موفقیت زندگی ام این بوده که با چشم های خودم ببینم که چطور فراموشم می کنند.




مشاهده همه ی 3 نظر
A l m a
آروم و عادیآروم و عادی
A l m a

‏چشمى به تخت و بخت ندارم مرا بس است يك

‏چشمى به تخت و بخت ندارم مرا بس است يك

‏چشمى به تخت و بخت ندارم مرا بس است
يك صندلى براى نشستن كنار تو...!




سـتــارگـــان
نظرات برای این پست غیر فعال است
ღ♥●•٠·˙ღ●▪·˙ Sky Boy☪
خوشحالخوشحال
ღ♥●•٠·˙ღ●▪·˙ Sky Boy☪

یكیو دوست داشتم اونقدر بهش فكر كردم كه تصورى كه

یكیو دوست داشتم اونقدر بهش فكر كردم
كه تصورى كه ازش داشتم از خود واقعیش سبقت گرفت
بعدها..
دیگه خودشو دوست نداشتم.
تصور ذهنى خودمو دوست داشتم!

دخـــتر پاییــز
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
✨Ɗєℓαяαм→AяαмƊєℓ✨
مهربونمهربون
✨Ɗєℓαяαм→AяαмƊєℓ✨

به این فِکر میکردم که دیگر قیافه‌ام بایَد چقدر افتِضاح باشد

به این فِکر میکردم که دیگر قیافه‌ام بایَد چقدر افتِضاح باشد که حتی آقای اشنک هم راضی شده که به هستیِ من آتش بکشد . روزها میگذشت و من فقط گِریه میکردم . از خودم بدَم می آمد که چقَدر احمَق بودم که خیال می کردم خیلی جذاب و زیبا هستم . جلویِ آیینه به خودم نگاه کردم . چیزِ وحشتناکی اتفاق افتاده بود، من زیبا نبودم، یک دخترِ بلوند نخَراشیده و زمُخت دیدم . داشتم از نگاه آقایِ زانوک به خودم نگاه میکردم و آنچه که او می دید را دیدم . دختری که انقدر اشکال بزرگی دارد که نمیتواند به عنوان هنَر پیشه‌ای حرفه‌ای در فیلم‌ها ظاهر شود .


📚داستانِ من

- قسمتی از کتاب قبل از اینکه مریلین مونرو به شهرت برسه

شبــ های روشــن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
اقلیماا
اقلیماا

يكيو دوست داشتم اونقدر بهش فكر كردم كه

يكيو دوست داشتم
اونقدر بهش فكر كردم كه
تصورى كه ازش داشتم
از خود واقعيش سبقت گرفت...
بعدها
ديگه خودشو دوست نداشتم...
تصور ذهنى خودمو دوست داشتم..!


قَـلبهـ شیشهـ ای
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید