روژان(ruzhan)
روژان(ruzhan)

چون به دست ما سپارد زلف مشک افشان خويش پيش

چون به دست ما سپارد زلف مشک افشان خويش پيش

چون به دست ما سپارد زلف مشک افشان خويش
پيش مشک افشان او شايد که جان قربان کنيم
آن سر زلفش که بازي مي کند از باد عشق
ميل دارد تا که ما دل را در او پيچان کنيم

مشاهده همه ی 1 نظر
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

مڪتـب تعلیــــم عشاق، آتش است

مڪتـب تعلیــــم عشاق، آتش است





من شب و روز اَنـــدرون مڪتبــــــم

سـرابـــــ
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

گر من بہ غم عشق تونسپارم دل

گر من بہ غم عشق تونسپارم دل





دل را چہ ڪنم بهر چہ میدارم دل

تبسـ ــم پاییــ ـز
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

سخن با عشق مے گویم،ڪہ او شیر و من آهویم

سخن با عشق مے گویم،ڪہ او شیر و من آهویم





چہ آهویم ڪہ شیران را،نگهبانم بہ جان تو

تبسـ ــم پاییــ ـز
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید