نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

با این دل ماتم زده آواز چه سازم

با این دل ماتم زده آواز چه سازم

بشکسته نی ام بی لب دم ساز چه سازم

در کنج قفس می کشدم حسرت پرواز

با بال و پر سوخته پرواز چه سازم


بــاران عشــــق
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♛♚(( ՏɧԹɧՐ00ՀՀ ))♚♛
مشکوکمشکوک
♛♚(( ՏɧԹɧՐ00ՀՀ ))♚♛

هرگز این قصه ندانست کسی: آن شب آمد به سرای

هرگز این قصه ندانست کسی: آن شب آمد به سرای

هرگز این قصه ندانست کسی:
آن شب آمد به سرای من و خاموش نشست
سر فرو داشت، نمی گفت سخن
نگهش از نگهم داشت گریز
مدتی بود که دیگر با من
برسر مهر نبود ...

آه، این درد مرا می فرسود:
«او به دل عشق دگر می ورزد؟»
گریه سر دادم در دامن او
های هایی که هنوز
تنم از خاطره اش می لرزد!
بر سرم دست کشید
در کنارم بنشست
بوسه بخشید به من
لیک می دانستم
که دلش با دل من سرد شده ست ...!




برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
?sahar
?sahar

‌‌‌ هر سوی، موج فتنه گرفته‌ست و زین میان

‌‌‌ هر سوی، موج فتنه گرفته‌ست و زین میان

‌‌‌
هر سوی، موج فتنه گرفته‌ست و زین میان

آسایشی که هست مرا در کنار توست



‌‌‌

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
?sahar
?sahar

‌‌ گَر بگويم كه تو در خون منی بُهتان

‌‌ گَر بگويم كه تو در خون منی بُهتان

‌‌
گَر بگويم كه تو در خون منی
بُهتان نيست ...




‌‌‌‌

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

من به باغ گل سرخ زیر آن ساقه تر

من به باغ گل سرخ
زیر آن ساقه تر
عطر را زمزمه کردم تا صبح
من به باغ گل سرخ
درتمام شب سرد
روشنایی را خواندم با آب
و سحر را به گل و سبزه بشارت دادم


بــزن بــــاران
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

روزگاریست که هَم صُحبت مَن تنهاییست

روزگاریست که هَم صُحبت مَن تنهاییست





یار دیرینه مَن درد و غم رُسواییست....

بــزن بــــاران
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید