لحظه  بروز رسانی 
چرابابا مرا یکدم در آغوشش نمی گیرد؟
مهربونمهربون
چرابابا مرا یکدم در آغوشش نمی گیرد؟

وقتی پیشه ات مهر باشد سرمایه ات پول نیست آبی ست

وقتی پیشه ات مهر باشد

سرمایه ات پول نیست

آبی ست که به تشنه ای میدهی

یا نانی که به گرسنه ای

حتی !

دانه ای که به پرنده ای…

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
چرابابا مرا یکدم در آغوشش نمی گیرد؟
مهربونمهربون
چرابابا مرا یکدم در آغوشش نمی گیرد؟

بد شده ایم ! از وقتی شروع کردیم به قربانت بروم

بد شده ایم !
از وقتی شروع کردیم به قربانت بروم های تایپی
به دوستت دارم های اس ام اسی
به عاشقتم های فیس بوکی ، وایبری ، ویچتی ، لاینی

بد شده ایم !
از وقتی هر کدام از کانتکت هایمان چیزی فرستاد و ” قلب های سرخ ” را روانه ی تکست کردیم و عشقم و عزیزم و گلم صدایش کردیم
فرقی هم نمیکرد ، که باشد
دیگر کلمات دم دستی ترین ترفندمان شد
کلماتی که مقدسند ، که معجزه میکنند ! افتادند زیر دست و پا
فرقی برایمان نکرد که چه کسی باشد ، از چه جنسی باشد
فقط اینکه باشد و دمی بگذرد برایمان کفایت کرد
بد شده ایم !
از وقتی لبخند زدیم و بوسیدیم و نوازش کردیم
و آنسوی ماجرا پیچیدیم و پیچاندیم
و به زرنگی خودمان آفرین گفتیم
حال خیلی هامان خوب نیست
این روزها عادت کردیم مرگ خیلی چیزها را جشن بگیریم
دردناک است حال و روزمان
دردمان درمان دارد !
کمی صداقت
کمی شهامت
فقط همین . . .!!!

مشاهده همه ی 1 نظر
چرابابا مرا یکدم در آغوشش نمی گیرد؟
مهربونمهربون
چرابابا مرا یکدم در آغوشش نمی گیرد؟

سکوت کمر فکرم را شکست… خسته ام… از تظاهر به خندیدن،به

سکوت کمر فکرم را شکست…
خسته ام…
از تظاهر به خندیدن،به بودن،به صبر،به ایستادگی…
کاش میشد به عزراییل رشوه داد…

اینجا !!!
در این سرزمین خاکی
پر است از ادم هایی که مرا نمی فهمند و فقط ترجمه ام می کنند…

آن هم به زبان خودشان…
خسته ام

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
چرابابا مرا یکدم در آغوشش نمی گیرد؟
مهربونمهربون
چرابابا مرا یکدم در آغوشش نمی گیرد؟

تنهایی آدمها ب عمق یه دریاست ولی برای پرکردنش یه لیوان

تنهایی آدمها ب عمق یه دریاست ولی برای پرکردنش یه لیوان محبت کافیست…
هرجادلت شکست خودت شکسته هارو جمع کن,تاهرکس منت دست زخمیشوبه رخت نکشه!!
هرک بااحساس باشدعاقبت خواهدشکست این جواب سادگیست…
قصه اصحاب کهف یک شوخیست.اینجایک روزبخوابی همه توراازیادمیبرند…
هواسردنیست!!
ازیخ کردن های ماازسرسرمانیست
لحن بعضی ها زمستونیه!!..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
چرابابا مرا یکدم در آغوشش نمی گیرد؟
مهربونمهربون
چرابابا مرا یکدم در آغوشش نمی گیرد؟

صادق هدایت میگه: عاشقی… باید قسمته آدم بشه… وقتی شد یهو

صادق هدایت میگه:
عاشقی…
باید قسمته آدم بشه…
وقتی شد یهو بخودت میایی میبینی یکی هست با همه فرق میکنه!
صدای پاشو میشناسی!!
وقتی میبینیش آنقدر قلبت تند تند میزنه فکر میکنی الان صداشو همه میشنون
بهت محل نذاره کلافه ای؛وقتی هست خوبی وقتی نیست….
مهم نیست که با هم قهرین یا آشتی ؛ مهم اینکه باشه ؛ پیشت باشه،فقط باشه…
وقتی هم نیست جاشو هیچکس دیگه ای پر نمیکنه……..
واین یعنی بهترین و ناب ترین حس دنیا
اصلا”یعنی…
خوده خوده زندگی….

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
چرابابا مرا یکدم در آغوشش نمی گیرد؟
مهربونمهربون
چرابابا مرا یکدم در آغوشش نمی گیرد؟

عاشق شوید… نه به خاطر لذت بوسه و هم آغوشی… به

عاشق شوید…
نه به خاطر لذت بوسه و هم آغوشی…
به خاطر تمرکز ذهن روی یک نفر عاشق شوید…
وفاداری لذت دارد…
همانقدر که زن را باید فهمید …
مرد را هم باید درک کرد …
همانقدر که زن “بودن” میخواهد …
مرد هم “اطمینان” میخواهد …
همانقدر که باید قربان صدقه ی روی بی آرایش زن رفت …
باید فدای خستگی های مرد هم شد …
همانقدر که باید بی حوصلگی های زن را طاقت آورد …
کلافگی های مرد را هم باید فهمید …
خلاصه “مرد” و “زن” ندارد …
به نقطه ی “مــا” شدن که رسیدی …
بهترین باش برایش …
بگذار حس کند هیچکس به اندازه تو درکش نمیکند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
چرابابا مرا یکدم در آغوشش نمی گیرد؟
مهربونمهربون
چرابابا مرا یکدم در آغوشش نمی گیرد؟

به ما گفتند باید بازی کنید گفتیم با کی ؟؟ گفتند

به ما گفتند باید بازی کنید
گفتیم با کی ؟؟
گفتند با تیم دنیا
تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟
سوت آغاز بازی رو زدن . فقط فهمیدیم خدا تو تیم ماست
بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد
ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم امتیاز ها برابر بود
تو همین فکر بودم که خدا زد پشتم و خندید و گفت :
نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن
گفتم آخه چطوری ؟؟؟
بازم خندید و گفت : خیلی ساده . فقط پاس بده به من ، باقیش بامن.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید