لحظه  بروز رسانی 
abolfazll
گرفتارگرفتار
abolfazll

بعضى ها هم هستند كه به نظر فراموش شان كرده ايم

بعضى ها هم هستند كه

به نظر فراموش شان كرده ايم ،

اما وقتى حرفشان به ميان مى آيد

ديگر نمى توانيم لبخند بزنيم .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
abolfazll
گرفتارگرفتار
abolfazll

ِل نبنـــد.!! "پـایـانِ" قصہ ےِ دِلبستـگے، "آغـازِ" زمیـن خوردنِ توسـت

ِل نبنـــد....!!

"پـایـانِ" قصہ ےِ دِلبستـگے،

"آغـازِ" زمیـن خوردنِ توسـت

حتــــــــــــــے

در دُنیـاےِ مجـــازے

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
abolfazll
گرفتارگرفتار
abolfazll

بوی جان می آید اینک از نفس های بهار دستهای پر

بوی جان می آید اینک از نفس های بهار
دستهای پر گل اند این شاخه ها ، بهر نثار
با پیام دلکش ” نوروزتان پیروز باد ”
با سرود تازه ” هر روزتان نوروز باد ”
شهر سرشار است از لبخند ، از گل ، از امید
تا جهان باقی است این آئین جهان افروز باد . . .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
abolfazll
گرفتارگرفتار
abolfazll

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند آدم

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند .

آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند
آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند
آدم هاي كوچك بي دردند .

آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند .

آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند .

آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند .

آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم هاي كوچك مسئله ندارند .

آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
abolfazll
گرفتارگرفتار
abolfazll

یه عاشق میگه : اگه اتفاقی واست بیفته ؛ میمیرم !

یه عاشق میگه :


اگه اتفاقی واست بیفته ؛ میمیرم !

اما ….

یه رفیق میگه :

اگه بمیرم هم نمیذارم اتفاقی برات بیفته … !!

جمال همه رفقای با عشق . .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
abolfazll
گرفتارگرفتار
abolfazll

ﻋــﺸـــﻖ ﺭﺍ . . . ﺑـﺎ ﻫـَََـﺮﮐــَََـﺲ ﺗــََـﺠــﺮُُﺑــﻪ ﻧــَََـﮑــُُُـﻦ

ﻋــﺸـــﻖ ﺭﺍ . . .
ﺑـﺎ ﻫـَََـﺮﮐــَََـﺲ ﺗــََـﺠــﺮُُﺑــﻪ ﻧــَََـﮑــُُُـﻦ . . .
ﺻــَََــﺒـــْْْــﺮ ﮐـــُُُُــــﻦ . . .
ﺳـــﺎﻟـﻬـــﺎﯼِِِ ﺳـــﺎﻝ . . .
ﺁﻧﻘــــﺪﺭ ﺻــَََــﺒـــْْْــﺮ ﮐـــُُُُــــﻦ . . .
ﺗــﺎ ﮐــَََـﺴـــﯽ ﺭﺍ ﺑـﯿـﺎﺑـــﯽ کــہ ﺭﻧــﺞ ﻫــﺎﯾـــﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭼﺸــﻤـــﺎﻧــََــﺖ ﺑـﺨــﻮﺍﻧــَََـﺪ . . .
ﺗــــﻮ ﺭﺍ ﺑــــَََــﺮﺍﯼ ﺭﻧــﮓ . . .
ﻭ ﺻــــﻮﺭَََتـــــ . . .
ﻭ ﺑــَََـﺪََﻧـــَََـﺖ ﻧــََـﺨـــﻮﺍﻫـــَََـﺪ . . .
ﺗـــﻮ ﺭﺍ ﺑـــََََــﺮﺍﯼ ﺧــــﺎﺹ ﺑــــﻮﺩﻥ . . .
ﻭ ﻣـــَََــﻌـــــْْْــﺮِِِﻓــََََــﺘــَََــﺖ ﺑــِِِـﺨــﻮﺍﻫـــَََــﺪ . . .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
abolfazll
گرفتارگرفتار
abolfazll

تموم خاطراتو ، عڪساتو و نامـہ هاتو ، سوزومدم

تموم خاطراتو ، عڪساتو و نامـہ هاتو ،
سوزومدم تا بـ؋ـهمے .. ندارم من هواتو
اون اشڪاے شبونـہ ت ، حـــر؋ـاے عاشقونت ،
غارتگر دلم شد ، آخر شدم دیوونـہ ت
پیش همـہ میگـ؋ـتے ، ســـادہ و بے ریایے ،
اـ؋ـســوس دیــر ؋ـهمیدم پـر از رنـگ و ریایے
ڪاشڪے همـہ دروغات ، صبح میدیدم یـہ خواب بود ،
تو یـہ خوب صمیمے این چهرہ ے نقاب بود
من میرم از شهرتـون ، دنیاتــون پرہ رنگـــــہ ،
ڪاشڪے یـہ روز بـ؋ـهمے ڪـہ عشق چقدر قشنگـہ ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
abolfazll
گرفتارگرفتار
abolfazll

چون دوست دشمنی کرد دیگر چه می توان گفت با

چون دوست دشمنی کرد دیگر چه می توان گفت

با یار ناجوانمرد دیگر چه می توان گفت

با محرمان غمناک با همرهان ناشاد

با همدمان دم سرد دیگر چه می توان گفت

با بدقمار بدنرد با بد رگان نامرد

با رهزنان بی درد دیگر چه می توان گفت

مردانگی چو شد ننگ

بر مرد عرصه شد تنگ

فهلی چو خاری آورد

دیگر چه می توان گفت

در شهر خالی از مرد

با خاطری پر از درد

شبرو شب است و شبگرد

دیگر چه میتوان گفت

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید