لحظه  بروز رسانی 
hazel
hazel

گؤزلدیر پایئز کؤورلـَدَ‌ن دیر ، باهار جوْشدوران

گؤزلدیر پایئز کؤورلـَدَ‌ن دیر ، باهار جوْشدوران

گؤزلدیر

پایئز کؤورلـَدَ‌ن دیر ، باهار جوْشدوران
منی سرت ائله‌یه‌ن قیش دا گؤز‌لدیر
اوره‌یین داشدی می دئمه ، ای اینسان
دویماغی باجارسان ، داش دا گؤزلدیر

بیر گؤزه‌ل چیخاندا چمه‌نه ، دوزه
فیکر وئر یاناغا ، نظه‌ر سال اوزه
گؤزه‌للیک باخارمی اَیری یه ، دوزه ؟
دئمه کی ، اَیری دی ، قاش دا گؤز‌لدیر


«زلیم خان» اوْلماسین نه آه ، نه آمان
آغریدان آغلاماق یاماندیر ، یامان
سئوینجین قلبینی دوْلدوران زامان
یاناخدان سوزوله‌ن یاش دا گؤزلدیر


 رحمتلی ، اوستاد زلیم خان یعقوب

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
hazel
hazel

غربتده وارلیغیم تالاندی منیم کوکوندن داغیلان بینالار کیمین

غربتده وارلیغیم تالاندی منیم کوکوندن داغیلان بینالار کیمین

غربتده وارلیغیم تالاندی منیم
کوکوندن داغیلان بینالار کیمین
وطن حسرتیندن قان آغلارام من
بالاسین ایتیرن آنالار کیمین

سونسوز آیریلیقا دوزه بیلمدیم
دویونجا داغلاری گزه بیلمدیم
عشقین دنیزینده اوزه بیلمدیم
نیلییم یاشیل باش سونالارکیمین

سویا دوندوم چشمه لردن آخیلدیم
گاللی موسی کتاب اولدوم باخیلدیم
داش اریدن آلوغلارا یاخیلدیم
اللره یاخیلان خینالار کیمین

مشاهده همه ی 1 نظر
اقلیماا
اقلیماا

نامش برف بود تنش برفی قلبش از برف…

نامش برف بود تنش برفی قلبش از برف…

نامش برف بود
تنش برفی
قلبش از برف…
و من او را
چون شاخه‌ای
که زیر بهمن شکسته باشد
دوست می‌داشتم…

نظرات برای این پست غیر فعال است
اقلیماا
اقلیماا

وقتی چیزی مرا رنج می داد. در موردِ آن

وقتی چیزی مرا رنج می داد. در موردِ آن

وقتی چیزی مرا رنج می داد...
در موردِ آن با هیچ کس حرفی نمی زدم.
خودم در موردش فکر می کردم،
به نتیجه می رسیدم و به تنهایی عمل می کردم.
نه اینکه واقعا احساسِ تنهایی بکنم،
فکر می کردم که انسان ها، در آخر،
باید خودشان،
خودشان را نجات دهند ...



نظرات برای این پست غیر فعال است
اقلیماا
اقلیماا

ساعت ها. نبودنت را . ثانیه ثانیه برسرم

ساعت ها. نبودنت را . ثانیه ثانیه برسرم

ساعت ها...
نبودنت را ...
ثانیه ثانیه
برسرم می کوبند...
کاش...
زمان هم مثل من...
موقع رفتن تو...
از نفس افتاده بود !!

نظرات برای این پست غیر فعال است
اقلیماا
اقلیماا

میدونی رفیق؛ من از روزی که ماه تا ماه بهش

میدونی رفیق؛
من از روزی که ماه تا ماه بهش پیام ندادم و سراغی ازم نگرفت فهمیدم که:
نباشم،هستن...
خیلی هم هستن...
انقدر هستن که نبودنِ من هیچ جای لحظه هاش حس نشه...
انقدر دور و بَرِش هستن که حتی متوجه نشه من چندوقته بهش پیام ندادم!
عشق و علاقه ی آدمارو با "نبودنت" اندازه بگیر،
آدمیم،
سنگ که نیستیم..
عشق نه،
حتی اگه یه نیمچه علاقه ای هم باشه..این همه دوری و بیخبری رو تاب نمیاره!
کسی که الان "نبودنت"رو حس نمیکنه،
یعنی از اولم هیچ جای زندگیش نبودی!
این یه قانونِ نانوشته ست...


نظرات برای این پست غیر فعال است
اقلیماا
اقلیماا

به گمانم سخت‌ترین کار دنیای امروز ، مرد بودن است

به گمانم سخت‌ترین کار دنیای امروز ،
مرد بودن است ...!
نگاهت را
از اخبار ایران و جهان برگیری
و خبر از دنیای چشمان زنی بگیری ،
که از صبح میخواسته چیزی را
به تو بگوید ، اما سکوت کرده است ...!

نظرات برای این پست غیر فعال است