لحظه  بروز رسانی 
Behnaz
Behnaz

برای عاشق شدن نباید یک شخصیت متفاوت را دوست

برای عاشق شدن نباید یک شخصیت متفاوت را دوست

برای عاشق شدن
نباید یک شخصیت متفاوت را دوست داشت ،
برای عاشق شدن باید یک شخصیت عادی را متفاوت دوست داشت !

مشاهده همه ی 1 نظر
Peida
Peida

سرنوشت ناکوک نوازنده ناشی چه جان خراش آهنگی

سرنوشت ناکوک نوازنده ناشی چه جان خراش آهنگی

سرنوشت ناکوک
نوازنده ناشی
چه جان خراش آهنگی
ساختیم با ساز زندگی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Ava
Ava

دوباره بگـو "دوستتــــــــ دارم از همان هایے ڪه

دوباره بگـو "دوستتــــــــ دارم از همان هایے ڪه

دوباره بگـو
"دوستتــــــــ دارم
از همان هایے ڪه
وقتی دلتنگے تمام
وجودم را فرا میگیرد
بــر زبان مے آوری و
" آرامم میڪنـــــــــے"

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Samin
Samin
پست شماره 320181946 از Samin

.

مشاهده همه ی 1 نظر
Banafsheh
Banafsheh

رد پایت بروی دلم شبیه زخم است بر صورت

رد پایت بروی دلم شبیه زخم است بر صورت

رد پایت بروی دلم
شبیه زخم است بر
صورت جنگاور
نمیدانم
شرم از باخت است یا
نشانی از غرور

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Narwan
Narwan

آنکـهٖ بـی بـاده ڪنـد جان مـرا مست کجاست.؟ .وآنکه بیرون

آنکـهٖ بـی بـاده ڪنـد جان مـرا مست کجاست.؟ .وآنکه بیرون

..آنکـهٖ بـی بـاده ڪنـد جان مـرا مست کجاست....؟
..وآنکه بیرون کند ازجان و دلم دست کجاست .....؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Parnian
Parnian

آتش عشق بهشت است میندیش و بیا

آتش عشق بهشت است میندیش و بیا

آتش عشق بهشت است
میندیش و بیا.............

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mahsa
mahsa

When you wake up in the morning, pray to ask God's

When you wake up in the morning, pray to ask God's guidance for your purpose today.
وقتی صبح از خواب بیدار میشوی برای منظور و مقصودت از خداوند راهنمائی بخواه

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Zahra
Zahra

خـیـالِ خـوبِ تـو لـبـخـنـد مـی شود بـه لـبـم وگـرنـه

خـیـالِ خـوبِ تـو لـبـخـنـد مـی شود بـه لـبـم وگـرنـه

خـیـالِ خـوبِ تـو
لـبـخـنـد مـی شود بـه لـبـم
وگـرنـه ایـن منِ دیـوانـه
غـصـه هـا دارد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Zeinab
Zeinab

داشت برایم شعر می‌خواند. که پریدم میان یکی از مصرع‌ها

داشت برایم شعر می‌خواند. که پریدم میان یکی از مصرع‌ها

داشت برایم شعر می‌خواند...
که پریدم میان یکی از مصرع‌ها و گفتم:
بوسه دارید؟
ابروهایش را گره زد و با لبخند
نگاهم کرد!
تکرار کردم شما بوسه دارید!؟
از آن بوسه‌ها که انتها ندارند!
که دوستت دارم‌هایم را لابه لایش بچشی و بفهمی!
از آن بوسه‌ها که دهانم را طوری پر کند
از گوشه‌ی لبهایم بچکد روی لباسم؛
گل کند،شکوفه بزند،بهار برسد!
از آن بوسه‌ها که تا ماه‌ها لب‌هایم را بچشم و با لبخند بگویم چقدر شیرینی!
خندید...
خندید و با چشم‌های بسته نگاهم کرد!
خندید و با لب بسته دیوانه خطابم کرد!
بلند گفت:دوستت دارم مجنون جان!
و من از خوشی میان شعری که می‌خواند
قافیه در قافیه،ردیف شدم!
زندگی انگار این بود؛
دو مصرع
کنار هم
یک شاه بیت
با طعم بوسه...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید