افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
بروز رسانی 
علی عالم"ارشد عالم عشق"
علی عالم"ارشد عالم عشق"
111.png

باور نمي كردم گذرها را ببندند
من را كه مي بينند درها را ببندند

خورشيد بودم زير نور ماه رفتم
جان خودت تا صبح خيلي راه رفتم

در شهر كوفه كوچه گردي كم نكردم
اين چند شب يك خواب راحت هم نكردم

من شير بودم كوفه در زنجيرم انداخت
اين كوچه هاي تنگ آخر گيرم انداخت

امروز جان دادم اگر جانت سلامت
دندان من افتاد دندانت سلامت

حالا كه مي آيي كفن بردار حتما
اي يوسف من پيرهن بردار حتما

حالا كه مي آيي ستاره كم بياور
با دخترانت گوشواره كم بياور

حيرانم اما هيچكس حيران من نيست
باور كن اينجايي كه ديدم جاي زن نيست

اينجا براي خيزران لب را نياري
آقا خدا ناكرده زينب را نياري

اصلا ببين گل ها توان خار دارند؟
پرده نشينان طاقت بازار دارند؟

من راضي ام انگشتر من را بگيرند
وقت كنيزي دختر من را بگيرند

اينجا براي نعل پا دارند آنقدر
كنج تنور خانه جا دارند آنقدر

مهر و وفا كه نه جفا دارند، اما
اينجا كفن نه بوريا دارند اما

بايد مسير تو چرا اينجا بيفتد
حيف از سر تو نيست زير پا بيفتد...

(علي اكبر لطيفيان)

عالم عشق
مشاهده همه ی 3 نظر
علی عالم"ارشد عالم عشق"
علی عالم"ارشد عالم عشق"
1272355_214.jpg

وقتي نفس از سينه ي بي تاب افتاد
با غربتم رنگ از رخ مهتاب افتاد

ديوار اصلا تكيه گاه حيدري هاست
انگار بعد از فاطمه اين باب افتاد

سنگ صبوري نيست اينجاها برايم
هر كوچه را گشتم ولي ناياب افتاد

مهمان رسيدم حال و روزم اين چنين شد
با ياد زينب از دو چشمم خواب افتاد

هركس كه بيعت داشت، زخمي كاري ام زد
از پيكرم ديگر توان و تاب افتاد

وقت وداع با چشم، عكسي را گرفتم
از روي تو حالا ترك بر قاب افتاد

اينجا هزاران گرز آوردند، ياد
پيشاني مردي كه در محراب افتاد

ديشب سر دروازه ي اين شهر بي درد
ناگاه چشمم بر دوتا قلاب افتاد

شكر خدا اين پاره ي لب آبرو داد
وقتي كه دندانم درون آب افتاد

فهميدم اينجا ذبح، رسم خويش دارد
تا از كفم اين كاسه ي خوناب افتاد

انگار كه در جمعيت گمگشته اي داشت
جسمي كه سوي عده اي قصاب افتاد

اين سرنوشتش شد سلامي نيمه كاره
يك جسم بي سر ماند و تيزيه قناره...

(حبيب نيازي)

عالم عشق
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علی عالم"ارشد عالم عشق"
علی عالم"ارشد عالم عشق"
1272355_214.jpg

منم مسلم كه اربابم حسين است
قرار قلب بي تابم حسين است

خوشم در راه حق عطشان بميرم
چه بيم از تشنگي آبم حسين است

گروهي سيف آل هاشمم خواند
گل اسماء و القابم حسين است

سرم در پيش ظالم خم نگردد
بلي استاد آدابم حسين است

صفاي هر گلي چندين صباح است
گُل تا حشر شادابم حسين است

بيا بر چشمم اي خواب شهادت
بخوان، لالائي خوابم حسين است

نديدم بينتان گوهر شناسي
به او گويم، دُر نابم حسين است

تو باش اي آفتاب كوفه شاهد
كه خورشيد جهان تابم حسين است

قسم بر كعبه و ميقات و زمزم
نماز و مُهر محرابم حسين است

حسين را يافتم در كشور دل
در آن كشور خدا يابم حسين است

پيامم بر عبيدالله اين است
رئيس كل احبابم حسين است

بزن جلاد خائن گردنم را
به شهر جذبه جذابم حسين است

ز حزب و فرقه من خيري نديدم
قوام قوم و احزابم حسين است...

(ولي الله كلامي زنجاني)

عالم عشق
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علی عالم"ارشد عالم عشق"
علی عالم"ارشد عالم عشق"
1272355_214.jpg


اينجا هزار حرمله در انتظار توست
آقا براي آمدنت كم شتاب كن
رحمي به روز من نه به روز رقيه كن
فكري به حال من نه به حال رباب كن

رحمي نمي كنند عزيزم به هيچ كس
حتي به تشنه اي كه فقط شير خواره است
در كوفه اي كه وعده ي سوغات مردمش
تنها براي دختركان گوشواره است

اينجا نيا كه آخر سر چشم مي زنند
اين چشم ها به قامت آب آورت حسين
اين دستها كه ديده ام از كينه مي برند
انگشت را به خاطر انگشترت حسين

برگرد جان من كه نبيني ز بام ها
آتش كشيده اند سر و دست و شانه را
يا از فراز نيزه نبيني كه مي زنند
بر پيكر سه ساله ي تو تازيانه را

مي ترسم از دمي كه بيايند دختران
با گونه هاي زخمي و نيلوفري،ميا
اين شهر بي حياست به جان سكينه ات
مي ترسم از حرامي و بي معجري ميا...

(حسن لطفي)

عالم عشق
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علی عالم"ارشد عالم عشق"
علی عالم"ارشد عالم عشق"
1272355_214.jpg

دهانم خشك و جسمم غرق خون و ديده دريايي
عجـب كـردند اهـل كوفـه از مهمان پذيرايي

همان‌هايي كه در اين شهر گرداندند رو از من
فـراز بام‌هــا در چشمشـان گشتـم تمـاشايي

سـرم را بـرد قاتـل هديـه از بهــر عبيــدالله
تنـم در كوچه‌هــا گرديـده گـرم راه‌پيمايـي

به جسم تا كه ممكن بود آمد زخم روي زخم
نبــودي كوفيــان را بيشتــر از ايـن توانـايي

رسيـده ضربه‌هــا بـر سينـه و پهلـو و بازويم
بيا بنگر كه مسلم پـاي تـا سر گشتـه زهرايي

از آن ترسم كه چـون‌آيـي نبينم ماه رويت را
ز بس از چشـم گريانـم عطش بگرفته بينايي

اگر چه رنگ خون زيباست بر روي شهيد اما
تماشا كن كه روي من به خون بخشيده زيبايي

تمـام شب كنـار كوچه‌هـا تنهـا تو را ديدم
خـدا دانـد نكـردم لحظـه‌اي احساس تنهايي

بيـا نامـردي و پستـي اهـل كوفــه را بنگـر
كه بهر كشتن يك تن كند شهري صف‌آرايي

سزد «ميثم» به ياد كام عطشان و لب خشكم
كند تا جان به تن دارد به اشكِ ديده، سقّايي...

(غلامرضا سازگار)

عالم عشق
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علی عالم"ارشد عالم عشق"
علی عالم"ارشد عالم عشق"
1272355_214.jpg

كاش ميشد كسي سفيد كند
پيش ارباب روي مسلم را

ببرد سوي او پيام مرا
بخرد آبروي مسلم را

ببرد سويش اين خبر را كه
كوفه در سر خيال ها دارد

سر بازار نيزه سازيشان
آه، خيلي برو بيا دارد

كوفياني كه دعوتت كردند
دربروي سفير تو بستند

كوچه گرديست كار من اما
همه در خانه هاي خود هستند

كاش بودي نگاه ميكردي
لبم از تشنگي ترك برداشت

هردري را زدم جواب شدم
مسلمت حال و روز مضطر داشت

كاش بودي نگاه ميكردي
زير اين ماه راه ميرفتم

كوچه در كوچه بغض ميكردم
گاه و بيگاه راه ميرفتم

كاش بودي نگاه ميكردي
سهمم از كوفيان خيانت شد

از من بي پناه با سنگ و
آتش و طعنه ها ضيافت شد

سر دارالعماره ام اما
فكر خود نيستم به فكر توام

غصه ي غربت تورا دارم
زار و لبريز غم به فكر توام

كاش ميشد كه از همين حالا
زينب و دختر تو برگردد

قبل ازينكه اسيرشان بكنند
سوره كوثر تو برگردد

اين جماعت به دست هاي اسير
پيش مردم طناب ميبندند

مشك هارا بگو كه پر بكنند
كه بروي تو آب ميبندند

تيرهارا سه شعبه ميسازند
تاكه بهتر سوي هدف بزنند

رسمشان است وقت صيد شكار
رقص شادي كنند كف بزنند

يوسف كربلا دراين فكرم
رحم بر پاره پيرهن نكنند

لال گردد زبان من آقا
پيش زينب تورا كفن نكنند...

(سيد پوريا هاشمي)

عالم عشق
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علی عالم"ارشد عالم عشق"
علی عالم"ارشد عالم عشق"
index.jpeg

از سـرِ دار به دلــدار نگـاهي دارد
آه اين مرد چه چشمان پر آهي دارد

زير لب زمزمه دارد كه گرفتار شدم
به ره مكـه هر از گاه نگـاهي دارد

مثل حيدر دلش از كوفه به درد آمده است
روي بام است ولي ميل به چاهي دارد

با لب پر تركش غرق تمنا مي گفت:
سخن آخر من، سوي تو راهي دارد؟

همه حرف من اين است ميا كوفه حسين
كوفـه بهر تو خيــالات تبــاهي دارد

همه بهر علي اصغر پي تير سه پرند
يك نفر نيست بگويد چه گناهي دارد؟

تو به همراه خودت اهل و عيالي داري
كوفه امـا سر راه تو سپــاهي دارد

قصد دارند عزيـزان تو را خـوار كنند
پس نيا، كه حرمت عزت و جاهي دارد

بيشتر از همه دلواپس زينب هستم
بيـن اين قـوم مپنـدار پنــاهي دارد

الغرض اينكه بساط همه جور است نيا
سهمت از بيعتشان كنج تنور است نيا

(مصطفي هاشمي نسب)

عالم عشق
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علی عالم"ارشد عالم عشق"
علی عالم"ارشد عالم عشق"
1272355_214.jpg

اينجا رسيده‌ام كه مرا مبتلا كني
بر حال و روز نائب خود چشم وا كني

اي دلبر غريب مبادا كه لحظه‌اي
بر وعده‌هاي كوفي‌شان اعتنا كني

اين كوچه‌گردي عاقبتش درد سيلي است
بايد به رنج فاطمه‌ام مبتلا كني

سنگم اگر زنند دل از تو نمي‌كنم
تا كه ز لطف گوشه‌ي چشمي به ما كني

عيد است اي حبيب، چه زيبا شود اگر
قرباني مِناي خودت را دعا كني

اينجا كه بار مركب‌شان تير و نيزه است
بهتر كه فكر حنجر مه‌پاره‌ها كني

برگرد جان خواهرت آقا كه دير نيست
با خنده‌هاي "حرمله و شمر" تا كني

تا فرصت است زيور آلاله‌ها درآر
حاشا كه دست دختر خود را رها كني

اي كاش بهر دفن تن مُثله‌مُثله‌ات
جاي كفن تو فكر كمي بوريا كني

خوب است از اضافي پيراهني كه هست
معجر براي دختركان دست و پا كني

آبي رسان براي لب شيرخواره ات
حالا كه روي جانب كرب و بلا كني

از روي نيزه هم به سر ما محل بده
دور از بزرگي است كه ترك وفا كني!...

(احسان محسني فر)

عالم عشق
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علی عالم"ارشد عالم عشق"
علی عالم"ارشد عالم عشق"
1272355_214.jpg

با لب پاره؛ لب بام؛ سلامم به شما
تا بگيرد دلم آرام؛ سلامم به شما

آخر از عشق تو راهيّ سر دار شدم
اي علي زاده ببين ميثم تمار شدم

باز هم شكر زن و بچّه نديدند مرا
موقعي كه وسط كوچه كشيدند مرا

هيچ كس نيست دگر دور و بر مسلم تو
بسته شد مثل علي بال و پر مسلم تو

سر عباس و پسرهات سلامت آقا
گر شكستند در اين كوچه سر مسلم تو

قسمت اين بود ؛ لبِ تشنه شهيدم بكنند
پيش مرگ جگرت شد جگر مسلم تو

لب من خشك و دو چشمم تر و قلبم سوزان
زده اند آتش بر خشك و تر مسلم تو

به فداي سر يك موي عزيزان تو باد
جان هر دو پسر دربه در مسلم تو

كاش مي شد بنويسم كه نيايي اينجا
كه مي آيد به سر تو چه بلايي اينجا

حاصل اين سفرت بي علي اصغر شدن است
بي برادر شدن و بي علي اكبر شدن است

همه ي ترسم از اين است كه مضطر بِشَوي
مثل اين نائب دل سوخته ؛ بي سر بِشَوي

واي اگر گَرْد بر آيينه ي تو بنشيند
شمر با چكمه روي سينه ي تو بنشيند

واي اگر كار به توهين و جسارت بكشد
واي اگر خواهرتان بار اسارت بكشد

واي اگراهل و عيال تو زمين گير شوند
دختركهات پس از رفتن تو پير شوند

بدنم نقش زمين است ميا كوفه حسين
خواهش مسلمت اين است ميا كوفه حسين...

(محمد قاسمي)

عالم عشق
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید