لحظه  بروز رسانی 
chemist at irost
chemist at irost

اندر ره عشق دی و کی پیدا نیست مستان شده‌اند

اندر ره عشق دی و کی پیدا نیست
مستان شده‌اند و هیچ می پیدا نیست

مردان رهش ز خویش پوشیده روند
زان بر سر کوی عشق پی پیدا نیست
فخرالدین عراقی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
chemist at irost
chemist at irost

شوقی ، که چو گل دل شکفاند ، عشق است

شوقی ، که چو گل دل شکفاند ، عشق است
ذهنی ، که رموز عشق داند ، عشق است

مهری ، که تو را از تو رهاند ، عشق است
لطفی ، که تو را بدو رساند ، عشق است
فخرالدین عراقی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
chemist at irost
chemist at irost

دل ، که دايم عشق مي‌ورزيد رفت گفتمش : جانا

دل ، که دايم عشق مي‌ورزيد رفت
گفتمش : جانا مرو ، نشنيد رفت

هر کجا بوي دلارامي شنيد
يا رخ خوب نگاري ديد رفت

هرکجا شکرلبي دشنام داد
يا نگاري زير لب خنديد رفت

در سر زلف بتان شد عاقبت
در کنار مهوشي غلتيد رفت

دل چو آرام دل خود بازيافت
يک نفس با من نياراميد رفت

چون لب و دندان دلدارم بديد
در سر آن لعل و مرواريد رفت

دل ز جان و تن کنون دل برگرفت
از بد و نيک جهان ببريد رفت

عشق مي‌ورزيد دايم ، لاجرم
در سر چيزي که مي ‌ورزيد رفت

باز کي يابم دل گمگشته را؟
دل که در زلف بتان پيچيد رفت

بر سر جان و جهان چندين ملرز
آنکه شايستي بدو لرزيد رفت

اي عراقي ، چند زين فرياد و سوز ؟
دلبرت ياري دگر بگزيد رفت
فخر الدين عراقي

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
chemist at irost
chemist at irost

هر چند که دل را غم عشق آیین است چشم

هر چند که دل را غم عشق آیین است
چشم است که آفت دل مسکین است

من معترفم که شاهد دل معنی است
اما چه کنم ؟ که چشم صورت بین است

عراقی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
chemist at irost
chemist at irost

ناخـورده شـراب می خـروشیم بـنـگـر چـه کـنـیـم ؟ اگـر

ناخـورده شـراب می خـروشیم
بـنـگـر چـه کـنـیـم ؟ اگـر بـنـوشـیـم

از بــی خــبــری خـبــر نـداریـم
پـس بـیهده ما چـه می خروشیم ؟

تــا چــنـد پــزیـم دیـگ ســودا ؟
کـز خـامـی خـویشـتـن بـجـوشـیم
عراقی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
chemist at irost
chemist at irost

کشید کار ز تنهاییم به شیدایی ندانم این همه غم

کشید کار ز تنهاییم به شیدایی
ندانم این همه غم چون کشم به تنهایی ؟

ز بس که داد قلم شرح سرنوشت فراق
ز سرنوشت قلم نامه گشت سودایی

مرا تو عمر عزیزی و رفته‌ای ز برم
چو خوش بود اگر ، ای عمر رفته بازآیی
فخرالدین عراقی

مشاهده همه ی 1 نظر
chemist at irost
chemist at irost

مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب ای جان و

مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب ای جان و

مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب
ای جان و دل مهمان زنهار مخسب امشب

روی تو چو بدر آمد امشب شب قدر آمد
ای شاه همه خوبان زنهار مخسب امشب

ای سرو دو صد بستان آرام دل مستان
بردی دل و جان بستان زنهار مخسب امشب

ای باغ خوش خندان بی ‌تو دو جهان زندان
آنی تو و صد چندان زنهار مخسب امشب
جان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید