http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شکلک ها







































بروز رسانی 
هزار تاجر
هزار تاجر

https://facenama.com/vahid-6060 گروه سرنوشت تلخ در پارت گپ قرار گرفت با تشکر

https://facenama.com/vahid-6060

گروه سرنوشت تلخ در پارت گپ قرار گرفت

با تشکر از شما که در چالش ما شرکت کردید

خوشحال میشویم دیگر دوستان خود را در چالش ما دعوت کنید

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
㋡ (✿◠‿◠) آيناز㋡
㋡ (✿◠‿◠) آيناز㋡

سرشارم ازلطافت و آرامش ‎لبریزازعشق ‎هوایم باران خورده و لطیف‎دست دردست

سرشارم ازلطافت و آرامش ‎
لبریزازعشق ‎
هوایم باران خورده و لطیف‎
دست دردست هم ‎
دیدگانم را می نوازند‎
خاطره های دلنشین با تو
می رقصند و 
می رقصند‎
با برگهای درختان
آسمانم پوشیده شده از ابرهای یادت‎
از آذرخش های نبودنت ‎
هوایم 
بارانی ست
پاییزیم ‎‏، پاییزی‎

110423606_dceabacb378fca3a14a28aa07b865f

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
㋡ (✿◠‿◠) آيناز㋡
㋡ (✿◠‿◠) آيناز㋡

{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}


orog_76033337679376515682.jpg

مشاهده همه ی 6 نظر
㋡ (✿◠‿◠) آيناز㋡
㋡ (✿◠‿◠) آيناز㋡

مخاطب خاص: سیگارهـای بــهـمنـش را دوستـــــــ دارم بـوی بــــــد پـیـراهـنـش را

مخاطب خاص:

سیگارهـای بــهـمنـش را دوستـــــــ دارم

بـوی بــــــد پـیـراهـنـش را دوسـت دارم

گـفـتـنـد دیـــوانـهـــ:شـنـــیـدی زنـــــــ گـرفـتـهــــ؟!

دیوانـــهـ ام!حـتـی زنـشــ را دوستــــ دارم.



Image result for سیگارهای بهمنش را دوست دارم

مشاهده همه ی 51 نظر
㋡ (✿◠‿◠) آيناز㋡
㋡ (✿◠‿◠) آيناز㋡

ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭ ﺯﺩﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﯿﺸﻦ

ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ
ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭ ﺯﺩﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﯿﺸﻦ ...
ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻦ ﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﯾﻪ ﻓﺼﻠﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺷﺪﻥ ...
ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﻣﯿﺸﻦ ...
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻫﻢ ﺩﻟﺖ ﺍﺑﺮﯼ ﺷﺪ ﻭ ﮔﺮﻓﺖ ،
ﺩﻝ ﺍﻭﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ...
ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺳﺸﻮﻥ ﺩﺍﺭﯼ ...
ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺑﻮﺩﻧﺸﻮﻥ ﺗﻮ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﺕ ﭘﺮﺭﻧﮕﻪ
ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ
ﺗﻤﺎﻡ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻫﺎﺗﻮ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ
ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﻧﻤﯽ ﺷﻦ ...
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ....

ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ
ﻫﺮﺟﺎ ﻫﺴﺘﻦ شاد ﺑﺎﺷﻦ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
㋡ (✿◠‿◠) آيناز㋡
㋡ (✿◠‿◠) آيناز㋡

ruvk_500x500_1459614971249902.jpg

مشاهده همه ی 13 نظر
㋡ (✿◠‿◠) آيناز㋡
㋡ (✿◠‿◠) آيناز㋡

« براي پدرم كه حاجي شد» بعد از یک عمر

 لینک

« براي پدرم كه حاجي شد»

بعد از یک عمر منتظر ماندن

اسم بابا در امده امسال
شادي از چشمهاش معلوم است
همه يِ خانه سر خوش و خوشحال


يازده سال ِ منتظر مانده
زائر خانه ي خدا بشود
يازده سالِ گريه ميكرده
راهيِ مروه و صفا بشود


وقت رفتن براي بدرقه اش
همه تا پاي كاروان رفتيم
زير قرآن كمي تبسم كرد
گفت نامهربان ،گران ،رفتيم


هركسي حاجتي به او ميگفت
بچه ام را دعا بكن حاجي
مادرم مدتيست بيمار است
جاي ماهم صفا بكن حاجي


در مدينه بقيع يادم باش
هر كسي داشت خرده حاجاتي
خواهر كوچكم صدايش زد
يك لباس عروس و سوغاتي


رفت بابا سوار ماشين شد
بغض مادر كه ناگهان تركيد
گفت باگريه و دعايي خواند
به سلامت بريد و برگرديد


تِِلِفن زد پدر به او گفتم
ريسه هاي حياط را بستم
كار دارد هنوز كوچه ولي
سخت دلتنگ و منتظر هستم


گفت مُحرم شديم در شجره
حس وحالش شده است معراجي
گفت بايد كچل شوم پسرم
بعد ازين ها به من بگو حاجي


خواهرت هر چه گفته بودانجا
همه را يك به يك خريدم من
راستي، ساعتي كه تو گفتي
هر چه گشتم ولي نديدم من


گفت چونكه مدينه اوليٓ است
قبل عيد غدير ميآيد
كارها را عقب نَيٓندازم
به خيالي كه دير ميآيد


تِلِفن قطع شد وٓ ما هر روز
از رسانه پي خبر بوديم
گاه مشعر و گاه هم عرفات
چشم گردان، پيِ پدر بوديم


روز قربان حدود ساعت ده
خبري زود حرف مردم شد
كشته هاي زياد در عرفات
عيد در كام مادرم گم شد


زنگ خانه مدام هي ميزد
خبر از مكه و منا داريد؟
پدر آيا سلامت و خوب است؟
صدقه هم كنار بُگذاريد


خواهر كوچكم نميفهميد
مادرم منحني و خم شده بود
انتظار و سكوتِ نافرجام
خانه يكسر تمام غم شده بود


اسمها را دوباره ميخوانديم
دارد آمار ميرود بالا
صد و ده _نه دويست _نه سيصد
ناگهان اسمي آشنا حالا

مادر از حال رفته غش كرده
چند زن دور او به دلداري
خواهرم كوچك است دق نكند
پس كجايي پدر بيا ياري

صوت قرآن صداي الرحمان
راه را طي نكرده برگشتيم
خواب هستم و يا كه بيدارم
چقدر زود بي پدر گشتيم


گفته بودي كه زود ميآيي
قول دادي درست قبل غدير
پاي قولت چرا نماندي پس
حق بده پس اگر شدم دلگير


داده بودم برات بنويسند
روي يك پرچم بلندِ سه رنگ
پدرم حجُ وسعي تو مقبول
وٓكنارش دوبيت شعر قشنگ


چقدر نقشه بود توي سرم
مثلاً نقل وقت آمدنت
گوسفندي برات سر ببريم
يك عرق چين به رنگ پيروهنت

مشاهده همه ی 8 نظر