افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
بروز رسانی 
بهمن کیاست
بهمن کیاست

شعر نیمایی جدیدم با عنوان (( سبزترین فاصله ها )) تقدیم به شما :

green%20road.jpg

وقتی از کوچه ی ما می گذری
جای پایت انگار
بر دلم می ماند
ریشه ام در عطشت می خشکد
مرغِ بی تابی من می خواند
شوقِ دیدارِ تو هر لحظه مرا
از خودم می راند
وقتی از کوچه ی ما می گذری
گذرِ کوچه به ما می افتد
باغِ آفت زده جان می گیرد
و تمامِ اصوات
رنگی از جنسِ اذان می گیرد
ترس گم می گردد
غصه در دشتِ عدم می میرد
وقتی از کوچه ی ما می گذری
مقصدِ چلچله ها
گرمی شانه ی توست
نیست هشیاری و انگار جهان
مستِ پیمانه ی توست
به کجا می روی آخر همه جا خانه ی توست
وقتی از کوچه ی ما می گذری
اگر آهسته قدم برداری
شاید از سبزترین فاصله ها
عطرِ پیراهن تو
به مشامِ دلِ دیوانه ی ما هم برسد
شاید این بار نگاهم کنی و
نورِ چشمت به نگاهم برسد


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
بهمن کیاست
بهمن کیاست

غزل جدیدم با عنوان (( سفر )) تقدیم به شما :

safar-pic.jpg

گر به میلِ خویشتن از خود گذر کردی بگو

یک شب از عمرِ گران بی هیچ سر کردی بگو

گر به روی جای جای این زمینِ بی ثمر

گل نشاندی و به دنبالش ضرر کردی بگو

هر که را دیدی به رویش چهره خنداندی ولی

در پسِ تنهایی خود دیده تر کردی بگو

نغمه ها خواندی و با سوزِ صدای خسته ات

حال و احوالات را زیر و زبر کردی بگو

رخت بربستی از این دیرِ سیاهِ ناصواب

مثل برگی در پی طوفان سفر کردی بگو


مشاهده همه ی 2 نظر
بهمن کیاست
بهمن کیاست

با سلام خدمت دوستان گل. موزیک جدیدم رو با عنوان (( تنهایی )) تقدیم می کنم به شما. ماهها روی این آهنگ به خصوص ملودیش وقت گذاشتم امیدوارم لذت ببرید.

tanhayee-cover.jpg

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
بهمن کیاست
بهمن کیاست

gheblegah-pic.jpg

یکی از غزلهام با عنوان قبله گاه تقدیم به شما:

چشمِ تو با دیده ام گاهی مدارا می کند

زخم های کهنه ی من را هویدا می کند

خنده های دلنشینت باعثِ شر می شود

باطنِ دیوانه ام راسخت رسوا می کند

گلعذاران در نبودت نغمه ی خون سر دهند

باد گرداگرد گیسوی تو بلوا می کند

کشته ی پروازِ عشقیم و نمی دانم چرا

آتشت پروانه ها را بی محابا می کند

قبله گاهِ زهدِ من از هر گزندی ایمن است

تا که از جنسِ تو ایمانی مهیا می کند

تا نفس در سینه دارم پیرِ کنعانِ دلم

یوسفِ گمگشته اش را در تو پیدا می کند


مشاهده همه ی 1 نظر
بهمن کیاست
بهمن کیاست

tafavot-pic.jpg

یک شعر نو از من با عنوان (( تفاوت های وحشت زا )) :

خودت را جاى من بگذار

و از ویرانه ی ذهنت

مصائب را کمی از دیدِ من بشمار

دمی آهسته تر رد شو

که قدری گم شوی در من

و شاید در ضمیرِ ناخودآگاهت

سرودی بشنوی از من

خودت را جای من بگذار

قضاوت های کورت را

به دست خویشتن نسپار

کمی با کفش های من قدم بردار

من از بیغوله می آیم تو از بستان

تو از نوری

من از زندان

ببین رنگ و لعاب ما

تفاوت های وحشت زا

چگونه شکل می گیرد ؟

چرا یکسانی انسان

به هیچ و پوچ می میرد ؟

خودت را جای من بگذار

تو این سنگِ تمسخر را

به سوی من رها کردی

و نخ های محبت را

بریدی و جدا کردی

ندانستی که من قربانی خشمِ زمین بودم

ندانستی که من یک روز مثل تو

به غایت آهنین بودم

** بهمن کیاست **


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید