لحظه  بروز رسانی 
....
آروم و عادیآروم و عادی
....

سلام خــــدا خوبی؟؟؟؟؟؟ خونه ای؟؟؟؟؟؟ مهمون نمیخوای؟

سلام خــــدا خوبی؟؟؟؟؟؟

خونه ای؟؟؟؟؟؟

مهمون نمیخوای؟



 

اومدم عیدی ام رو بگیرم

پس کجایی؟؟

 

هر کی عیدی میخواد از خدا

 باز نشر کنه

مشاهده همه ی 162 نظر
Milijoon.(امپراطور قلب های....(تبادل کاربر)
بی‌حالبی‌حال
Milijoon.(امپراطور قلب های....(تبادل کاربر)

هرکی بازنشر کنه ایشالا به

هرکی بازنشر کنه
ایشالا به هرچی که میخواد برسه
.
.

مشاهده همه ی 38 نظر
mohamad
شیطونشیطون
mohamad

اینجا ایران است!<BR><BR>کشوری که بعضی مرد هایش<BR><BR>جوری نگاه به اندامت و

اینجا ایران است!

کشوری که بعضی مرد هایش

جوری نگاه به اندامت و پاهایت میکنند
... ...
که از زندگی خسته میشوی!

همیشه هم همان پسری که میگوید به فکر تنت نیست بیشتر دنبال رنگ لباس زیرت میگردد!

آری اینجا ایران است 100% اسلامی
آنقدر اسلامی که مردهایش به بهانه شلوغی مترو آنقدر خودشان را بهت میمالند که ارضا شوند!

همان جایست که در تاکسی پیرمرد آرام پشت دستش را به پاهایت میکشد

همان بهشتی که روی خط عابر پیاده بخواهی عرض خیابان را طی کنی کلکسیونی به عشق تنت ترمز میزنند

همان جایی که در دانشگاه استاد هایش برایت تیک میزنند 20 را میدهند به شرطی که اهل شیطنت باشی

حرف زیاد است من فرصت نوشتن دارم ولی شانه های تو دیگر کشش این سنگینی غم ها را ندارد , آن روی سکه بود که میخواستی!
 



















مشاهده همه ی 52 نظر
.Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ (▰˘◡˘▰)̅g̅̅h̅̅a̅̅z̅̅a̅̅l̅̅e̅̅e̅(▰˘◡˘▰) Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ.º°‘
آروم و عادیآروم و عادی
.Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ (▰˘◡˘▰)̅g̅̅h̅̅a̅̅z̅̅a̅̅l̅̅e̅̅e̅(▰˘◡˘▰) Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ.º°‘

بچه ها سلام امروز91/11/30 1بیمار سرطانی که همه

بچه ها سلام

امروز91/11/30

1بیمار سرطانی که همه دکترا جوابش کردن واسه باره آخر داره عمل میشه به امید اینکه  انشاالله خوب بشه و برگرده سر خونه زندگیش پیش زنشو دختره9سالش,از شما  خواهش میکنم براااش دعا کنید,او الان به تنها چیزی که احتیاج داره دعاس,برای سلامتیش 1صلوات بفرستین

اگه میشه باز نشر کنین تا بقیه هم ببینن و دعا کنن

مشاهده همه ی 9 نظر
samiz
شادشاد
samiz

یکی از فانتزیام اینه که : توی بیمارستان،یه پرستار فوق العاده

یکی از فانتزیام اینه که :
توی بیمارستان،یه پرستار فوق العاده زیبا وجذاب
از اتاق عمل سریع میاد بیرون و
داد میزنه:آقای دکتر؟آقای دکتر؟بیمار داره از دست میره
من درحالی که لبخندی پرمعنا برلب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم
... پرستار بلندتر و با التماس میگه:آقای دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده
من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم
ایندفعه همهءپرستارا ودکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره
من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهرهءتک تکشون نگاه میکنم و میگم:
.
.
.
.
.
.
.
.
آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن
بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار ناپدیدشم.

مشاهده همه ی 5 نظر
فـــــــــــــــــــرزاد☂
متعحبمتعحب
فـــــــــــــــــــرزاد☂

فقط طرفدارای این هــــــنرمند بـــــــزرگ بازنشرش کننگریم های متفاوت و

 فقط طرفدارای این هــــــنرمند بـــــــزرگ بازنشرش کنن

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

گریم های متفاوت و جنجالی از اکبر عبدی

  به افتخـــــــــــــــارش


مشاهده همه ی 990 نظر
jigar_bala
عاشقعاشق
jigar_bala

برو پایین جمله ای که میبینی اگه ارزش داشتو خوشت اومد

برو پایین جمله ای که میبینی اگه ارزش داشتو خوشت اومد باز نشر کن

.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.

..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
خونه اسمش خونه نیست .....
....وقتی مادر توش نباشه

مشاهده همه ی 83 نظر
علیــــــــــــــــــرضا
علیــــــــــــــــــرضا

سلام آقای دشواری !! ما رو حــــلال کن مــَـــرد ما

سلام آقای دشواری !!

ما رو حــــلال کن مــَـــرد :(


ما عادت داریم چیزی را که نمی فهمیم مسخره می کنیم



نمیدانم نامت چیست...
نمیدانم ساکن کجا هستی...
هیچ چیز از تو نمیدانم...
:(فقط میدانم مردم به تو میخندند
به راستی چرا میخندند؟
کجای حرف هایت خنده دار است؟
اینکه 24سال کاری با کسی نداشتی و از کسی کینه به دل نداری. این خنده دار است؟
ما نمیتوانیم حتی 24 ساعت طوری زندگی کنیم که کسی را نرنجانیم...
به ما حق بده بر تو بخندیم! ما درکی از زندگی تو نداریم که 24سال بدون کینه و آزار زندگی کرده ای.
زندگی ات برای ما تعریف نشده پیرمرد... به چه میخندیم؟
اینکه در کنج یک ویرانه قناعت می ورزی و می گویی "عالیست" آن را درجه یک می بینی. اما افسوس که مردم این شهر قناعت برایشان نامفهوم است. شاید به همین خاطر میخندند.
می خندند چون خودشان در بهترین کاخ هم که باشند باز ناراضی اند از سقف بالای سرشان. از مردم دلگیر نشو...قناعت نمیدانند!
به راستی کجای حرف هایت خنده دار است؟

به ما حق بده بخندیم ای پیرمرد!
ما درکی از زندگی سالم تو نداریم...
اما جهل مان را ببخش

http://img4up.com/up2/69293504839615243952.jpg

خواهش ميكنم بازنشر كنيد بقيه بخونن خواهش كردم

مشاهده همه ی 58 نظر
☀✔ مـُحـمـבجــواב
☀✔ مـُحـمـבجــواב

خدا: بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت

خدا: بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است.
بنده: خدايا !خسته ام!نمي توانم.
خدا: بنده ي من، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدايا !خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم.
خدا: بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان
بنده: خدايا سه رکعت زياد است
خدا: بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدايا !امروز خيلي خسته ام!آيا راه ديگري ندارد؟
خدا: بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله
بنده: خدايا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد!
خدا: بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله
بنده: خدايا هوا سرد است!نمي توانم دستانم را از زير پتو در بياورم
خدا: بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب مي کنيم

بنده اعتنايي نمي کند و مي خوابد

خدا:ملائکه ي من! ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است چيزي به اذان صبح نمانده، او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بيدار کرديم ،اما باز خوابيد
خدا: ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بيدار نمي شود!
خدا: اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است اي بنده ي من بيدار شو نماز صبحت قضا مي شود خورشيد از مشرق سر بر مي آورد
ملائکه:خداوندا نمي خواهي با او قهر کني؟
خدا: او جز من کسي را ندارد...شايد توبه کرد...


بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.

مشاهده همه ی 2 نظر