لحظه  بروز رسانی 
ℳÅĦÐЇ
آروم و عادیآروم و عادی
ℳÅĦÐЇ

تو چه دانی که چها در دل اوست او ترا

تو چه دانی که چها در دل اوست او ترا

تو چه دانی که چها در دل اوست
او ترا تا به کجا دارد دوست

نیست از «‌عشق‌» فزون تر مهری
آن که‌بسته است به موی و چهری

بــاران عشــــق
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
بــــــــــــانــو دوست
بــــــــــــانــو دوست

اینجا اتاقِ من است ؛ پنجره هایش رو به

اینجا اتاقِ من است ؛ پنجره هایش رو به

اینجا اتاقِ من است ؛
پنجره هایش
رو به نیامدنِ تو باز می شود
وَ پرده هايش را باد
از غبار خاطراتت می تکانَد...

تو رفته ای
وَحالِ تمام خاطره ها ابری است !
در شبِ چشمهایم
ستاره ستاره درد
چشمک می زند ؛

دیر رسیده اند مَردُم !
اشکِ زيادی از من رفته است...


مینا_آقازاده ─═ঊঈ ❤ ঊঈ═─

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مهدی حسینی
عاشقعاشق
مهدی حسینی

تو آنقدر مهربانی که مهربانتر از تو ندیده ام طعم

تو آنقدر مهربانی که مهربانتر از تو ندیده ام
طعم شیرین عشق را تنها با تو چشیده ام
از آن لحظه که تو آمدی تنها این را از قلبم شنیده ام
دوستت دارم
نقاشی خودم را در کنار تو بر روی دیوار اتاقم کشیده ام
همه می گویند تو دیوانه ای ، نمیدانند برای داشتن تو چه سختی ها کشیده ام
تو باور کن که من برای داشتن عشق پاکی مثل تو لحظه ها را با خدای خویش بوده ام ، تا تو را به من بدهد که اینگونه عاشقت شوم ، اینگونه اسیر آن دل مهربانت شوم
تو آنقدر خوبی ، که بهتر از تو ندیده ام ، ای باوفا ، وفادارتر از تو ندیده ام
ای سرچشمه ی روشنی ها ، دستم را بگیر تا حس کنم که تو را دارم
تا باور کنم که عشقی ماندگار مثل تو را دارم
که من که جز تو کسی را ندارم ، قلبم ، احساسم ، وجودم مال تو است ، این حرف آخر من است ، همیشه با تو بودن را میخواهم .
نه! یک لحظه نیز فکر نمیکنم که تو نیستی ، من تنها هستم و تو در کنارم نیستی ، نه ! نمیخواهم حتی یک لحظه نیز ، به آن لحظه ی تلخ بیاندیشم.
ببین که قلبم از آن روز که تو آمدی ، چه حالی دارد ، تو که در قلب منی ببین چه هوایی دارد ، به چشمانم نگاه کن و ببین چه دنیایی دارد ، بیا در آغوشم و حس کن که وجودم چه التهابی دارد
قلبم چه تپشی دارد ، وای که خودم نیز نمیدانم چه حالی دارم
میدانم تو نیز حال مرا داری ، اما هنوز هم باور نداری که چه جایگاهی در قلبم داری
تو که در قلب منی ، میفهمی که چرا اینگونه قلبم میتپد
چون بدجور عاشقتم...

همیــــــشگی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
بــــــــــــانــو دوست
بــــــــــــانــو دوست

من از جنس فروغم هنوزم عشق میدانم هنوزم عاشقی

من از جنس فروغم هنوزم عشق میدانم هنوزم عاشقی

من از جنس فروغم
هنوزم عشق میدانم
هنوزم عاشقی را خوب می خوانم
منم همچون فروغ خفته در ایام
دلم تنگ است،برای اندکی ایمان
زنان زادهٔ دی را هراسی نیست
از سرما
زمستان فصل سرما نیست
زمستان فصل آغازی ست
که پایانش پر از شادی ست

─═ঊঈ ❤️ ঊঈ═─

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مجنون
مجنون
سیما ی عشق

سیما ی عشق

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ℳÅĦÐЇ
آروم و عادیآروم و عادی
ℳÅĦÐЇ

این موهبت الهی است که صبحگاه چشم بگشاییم و یادمان بیاید

این موهبت الهی است که صبحگاه چشم بگشاییم و یادمان بیاید

این موهبت الهی است که صبحگاه چشم بگشاییم و یادمان بیاید دوستانی داریم
“آبی تر از آسمان”
“روشن تر از صبح”
زلال تر از شبنم……..
دوستانی که خود خورشیدند……..
و سپاس پروردگار را به خاطر این نعمتش…….

بــاران عشــــق
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید