لحظه  بروز رسانی 
chemist at irost
گرفتارگرفتار
chemist at irost

پُر نمي‌شود نبودنت! من هزار درّه و هزار

پُر نمي‌شود نبودنت! من هزار درّه و هزار

پُر نمي‌شود نبودنت!
من
هزار درّه و هزار جنگل از تو خالی‌ام
پُر نمي‌شوم از هزار چيز

آن قدَر نبوده‌ای که پُر نمي‌شود
جای خالی تو با خودِ تو نيز ...!

سیدعلی_میرافضلی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
chemist at irost
گرفتارگرفتار
chemist at irost

خیلی از ما آدما موندیم تو برزخ نه دلِ رفتن

خیلی از ما آدما موندیم تو برزخ نه دلِ رفتن

خیلی از ما آدما موندیم تو برزخ
نه دلِ رفتن داریم
نه جونِ موندن
نه میتونیم چشممون رو ببندیم و بریم واسه همیشه
نه میتونیم بمونیم و با همه ی اتفاقایی که بینمون افتاده با خیالِ راحت بریم جلو
تو برزخ موندن،
آدما رو کور میکنه
کر میکنه
این بدترین حالت برای هر آدمی تو زندگیِ
انگار بدونِ هیچ حرکتی،
افتادیم تو شیشه ی الکل،
که بشیم درسِ عبرت برای آدمایِ بعد از خودمون...
یه روزی
یه جایی
بالاخره باید چشممون رو ببندیم و
یه تصمیمِ مهم بگیریم .

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
chemist at irost
گرفتارگرفتار
chemist at irost

زندگے شوق رسیدن به همان فردایيست که نخواهد آمد!

زندگے شوق رسیدن به همان فردایيست که نخواهد آمد!

زندگے شوق
رسیدن به همان فردایيست
که نخواهد آمد!
تو نه در دیروزی
و نه در فردایے
ظرف امروز پر از بودن توست
زندگے را دریاب...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
chemist at irost
گرفتارگرفتار
chemist at irost

به ماهی ها بگو دوام بیاورند شعر دارد

به ماهی ها بگو دوام بیاورند شعر دارد

به ماهی ها بگو
دوام بیاورند
شعر دارد
به دریا می رسد...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
chemist at irost
گرفتارگرفتار
chemist at irost

مـن صبــــورم  امــا بی دلیـــل از قفـــس ڪهنه ے #شب میتـــرسم

مـن صبــــورم  امــا بی دلیـــل از قفـــس ڪهنه ے #شب میتـــرسم

مـن صبــــورم 
امــا بی دلیـــل
از قفـــس ڪهنه ے  میتـــرسم
بی دلیل از همه ے تیرگی رنگ غروب
و چـراغـــی ڪه  را از 
متــــروڪ دلــم دور ڪنــــــد...
مـن صبــــورم 
امــــا آه ، ایــن بغــــض گــــران ،
صبـــر چــه می دانـد چیــست؟





🍁

مشاهده همه ی 1 نظر
chemist at irost
گرفتارگرفتار
chemist at irost

رها ز خویشم و دربند ِ او که برده زِ یاد

رها ز خویشم و دربند ِ او که برده زِ یاد

رها ز خویشم و دربند ِ او که برده زِ یاد
ز ِ دل گره بگشای ای خیال ِ دورِ محال...

مشاهده همه ی 2 نظر
chemist at irost
گرفتارگرفتار
chemist at irost

ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من به تقاضای خود اصرار

ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من به تقاضای خود اصرار

ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من
به تقاضای خود اصرار نباید ورزید
تلخی وصل ندارد کم از اندوه فراق
شادی بلبل از آن است که بو کرد و نچید

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
chemist at irost
گرفتارگرفتار
chemist at irost

ﮔﺮ ﺳﺮ ﺑﺮﻭﺩ ﺯ ﺳﺮ ﻫﻮﺍﯾﺖ ﻧﺮﻭﺩ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻃﻠﺴﻢ ﭼﺸﻢ

ﮔﺮ ﺳﺮ ﺑﺮﻭﺩ ﺯ ﺳﺮ ﻫﻮﺍﯾﺖ ﻧﺮﻭﺩ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻃﻠﺴﻢ ﭼﺸﻢ

ﮔﺮ ﺳﺮ ﺑﺮﻭﺩ ﺯ ﺳﺮ ﻫﻮﺍﯾﺖ ﻧﺮﻭﺩ
ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻃﻠﺴﻢ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﻧﺮﻭﺩ
ﻓﺮﺷﯽ ﺯ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺍﯾﻢ
ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺑﯿﺎ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ ﻧﺮﻭﺩ

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
chemist at irost
گرفتارگرفتار
chemist at irost

بی تو اینجا که منم،سخت هوا بارانی است

بی تو اینجا که منم،سخت هوا بارانی است

بی تو اینجا که منم،سخت هوا بارانی است...

دل جدا،ابر جدا،چشم جدا،بارانی است


هی نگو پاییز است نگو معمول است!
چشم هایی که کویراست چرا بارانی است؟!


بی تو عطارترین شاعر این شهر گریخت!
واز آن لحظه ی غمگین همه جا بارانی است!


گفتم آرام شوم باز کنم قرآن را..
دیدم ای داد "الف...لام" خدا بارانی است!


چتر بردار از آغاز غزل تا آخر!
اول و آخر هر قصه ی ما بارانی است

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
chemist at irost
گرفتارگرفتار
chemist at irost

اَز دَفتر اِعجازِ چَشمَت؛ آیه ای رو کُن.!!

اَز دَفتر اِعجازِ چَشمَت؛ آیه ای رو کُن.!!

اَز دَفتر اِعجازِ چَشمَت؛ آیه ای رو کُن.!!

تا رو کُنم دیوانی اَز دیوانگی ها را...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید