لحظه  بروز رسانی 
°ø.O мαячαм O.ø°
مهربونمهربون
°ø.O мαячαм O.ø°

هیچ چیز قشـنگ تر از این نیست کهوقتی صبح داری چشماتو

هیچ چیز قشـنگ تر از این نیست که
وقتی صبح داری چشماتو باز میکنی
ببینی عشقت به چشم هات زل زده
با انگشتاش گونت رو لمس کنه
ببوستت
و بگه
همه دُنیـــــــا یه طرف تـــــــــــــــو یه طرف!!!!
{-31-}{-31-}delam tangeteh

نظرات برای این پست غیر فعال است
لاله...
آروم و عادیآروم و عادی
لاله...

ایــن کــه در آن ، جـــا خــوش کـــرده ای ، دل اســت . نــه شـــهـر

tabebazi

ایــن کــه در آن ، جـــا خــوش کـــرده ای ،
دل اســت ..
نــه شـــهـر ِ بـــــازی !
تـــــاب ِ بـــــازی نـــــدارد

مشاهده همه ی 6 نظر
Mahin Nasiri
مهربونمهربون
Mahin Nasiri

ذهـــنــم آشــفـــتــه . . . خــواب هــایــم پــریــشــان .

ذهـــنــم آشــفـــتــه . . .
خــواب هــایــم پــریــشــان . . .
خــنــده هــایــم فــتــوشــاپــی . . .
درد و دل هــایــم بــا دیـــوارِ ایــنـجـا ...
مـیـزانِ هــمـدردی هــا هــم بــا لــایــک و کـامـنــت !!!
و تـکــرار پـشـتِ تـکــرار !!!

مشاهده همه ی 9 نظر
Mahin Nasiri
مهربونمهربون
Mahin Nasiri

روزی ؛ مــخــاطــبـــ تـــمــام جــمــلاتــتـــ مـــن بـــودم نــمــی دانــی

روزی ؛
مــخــاطــبـــ تـــمــام جــمــلاتــتـــ مـــن بـــودم
نــمــی دانــی..
چــه درد ســخــتــی اســـتـــ
خـــلـــع مــقــام شـــدن..
نــمــی دانــی چــه ســخــتــ تــر اســتـــ
دیــدن تــرفــیـــع گــرفــتــن دیــگــری...!!!!

مشاهده همه ی 7 نظر
tala
tala

من مرد ها رو دوست دارم. برای اين که

من مرد ها رو دوست دارم. برای اين که در کل ساختار های فکری ساده تری از ما زنها دارند.درکشون به مراتب از درک زن ها ساده تره... هر چی که ما پيچيده ايم مرد ها ساده اند.اونا موجودات قوی ای هستند که ما رو حمايت می کنند.وقتی با يک مرد به کافه ميری هيچ لذتی بالا تر از اين نيست که در را برات باز می کنه و مثل يک جنتلمن صندلی رو برات عقب می کشه و تو می نشینی.خيلی با ادب تو رو مهمون می کنه. وقتی چيز سنگينی داری برات اونو حمل می کنه. وقتی توی منزل کمد و يخچال و هر چيز سنگين ديگه ای داری برات جا به جا می کنه آنهم بدون هيچ منتی!مرد اين موجود دوست داشتنی ساده که ما کمتر توانستيم درکش کنيم و عمرمونو خيلی ساده لوحانه به مبارزه با اون پرداختيم ، هميشه مسئول کار های سنگين و سخته.خدا می دونه اگه مرد نبود، ما از کدوم کيسه ای اين همه خرج می کرديم؟ اگه مرد نبود چه کسی برای ما اين همه لباس و جواهرات خوشگل می خريد؟ اصلا اگه مردها نبودن ما به چه بهانه ای اين همه لباسهای خوشگل طراحی می کرديم و می پوشيديم؟و اين همه جينگول پينگول به خودمان آويزان می کرديم؟ ما بیشتر اوقات فقط برای مردها آرايش می کنيم مردها باعث شدن تا ما خوشگل تر به نظر برسيم.اگر تمام دوستانت که دخترند ازت تعريف کنند که چقدر اين دفعه ابروها تو قشنگ برداشتی، خداييش با يه بار گفتن يک مرد می تونی عوضش کنی؟ پس چرا این همه ناجوانمردانه با مردها رفتار می کنيم؟آیا ما به جای دشمنی و جنگ و انتقام، حقيقتن نمی تونستيم خودمونو به محبت های مردونه بسپاريم؟چرا به خودمون دروغ می گيم؟ اگه مردها نبودن ما زنده بوديم، زندگی می کرديم، برای خودمون خريد می رفتيم و برای خودمون چيز می خريديم؟آیا حمايت عاطفی عميقی که يه مرد به زن می دهد را چه کسی به ما می داد؟ چرا ما به جای انتقام و بدرفتاری خودمونو نمی سپاريم به حمايت های بی دریغ و محبت مردانه؟چرا ما با نق زدن های مکرر مردامونو داغون می کنيم؟به نظرم هيچ چیز برای یک مرد جذاب تر از این نيست که بهش ياد آوری کنيم که چقدر بهش احتياج داريم. چقدر آن روح مردانه اش می تواند به ما آرامش دهد.چقدر اين که در مورد ما ، در مورد لباس ها و رنگ و مدل موهامون ویا اینکه مدل اين دفعه ابرو هامون نظر می دهد ، ما رو خوشحال می کنه و می تونه روح تازه ای به زندگی بدهد به نظرم به عنوان کسی که همه نظريات فمينيستي را خوانده و خيلی هم مدافع حقوق زنان هست، ما با نديده گرفتن مرد ها به خودمون و به اونا ظلم کرديم. اگر مردانه گی يک مرد را در نقش یک حامی قوی ناديده بگيريم، او را نابود کرديم و خودمان را بيشتر. ما با حضور مرد هاست که هويت زنانه پيدا می کنيم.حقيقتا توی دنيا چيزی قشنگ تر از تصوير مردی است که جفتش را توی بغل حمايتگرش گرفته هست؟مردی که کتش را وقت سرما روی شانه های عشقش می اندازد؟اگه مرد نبود؟ وقتی که گريه می کرديم، شانه های مردانه کی پناهگاه ترس و دلهره هایمان می شد؟راستی اگر مرد نبود چه کسی وقت ترس ها به ما پناه می داد؟چه کسی وقتی همه در رويارويی با احساساتمون حال بدی داشتيم تصميم قاطع و منطقی می گرفت و حرف آخر را می زد؟چه کسی توی بحران های زندگی مسئولانه قدم اول را برمی داشت؟کی اشکامونو پاک می کرد؟ کی چتر حمايت گرش را روی سرمان باز می کرد؟ما برای کی اين همه خوشگل می کرديم؟به چه اميدی می رفتيم اين همه موهامونو رنگ می کرديم هر ماه و ابروهامونو برمی داشتيم؟ به چه امیدی برای داشتن اندامی زیبا این همه داروهای لاغری وزیبایی خرید می کردیم اصلا به چه اميدی زندگی می کرديم؟ و در آخر اگر مرد نبود، کی سوسکها رو می کشت؟به امید زندگی بهتر برای خانمهای گل و دوست داشتنی و مردان با وفا و زحمتکش<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

مشاهده همه ی 15 نظر